شعر شاعر شهیر استاد #سیدعلیصالحی در وصف دوست و یار قدیمیش استاد حسین دیناروند


شعر شاعر شهیر استاد #سیدعلیصالحی در وصف دوست و یار قدیمیش استاد #حسین_دیناروند:
.
نان تازه ی فطیر 
تا پیاله ی آبی…که مشترک، 
از کلمه تا سینوس 
جبر، #هندسه، #مثلثات، 
ما با هم بودیم 
گاهی از #نمره_یک تا #نفتون 
گاهی از نفتون تا #بیبیان 
از هی هی دویدن 
تا فرض هر چه حروف، 
حتی به وقت گریه های بلند.
گاهی اوقات 
برهان بعضی امور 
برای ما بهانه بود. 
آوارگان ولگرد کوچه ها، 
چاهنفتی، بلندی های #پشتبرج 
باران های بی دلیل 
زایمان گرگ، 
هزار ظهر بی پنکه، بی پناه، 
و خوابی عمیق 
زیر سدری کهن سال، 
حوالی #سیبرنج. (حالا امروز، هفدهم فروردین  رفته ام بالای خلوت کوه،  از شمال شرقی تهران  دارم رو به جنوب گریه می کنم  رو به گورستانی که آرامگاه هزار جمعه ی واویلاست.) قرار ما این نبود حسین!  یک لحظه برگرد و نگاه کن  وزیدن بی پایان باد را می شنوی،  هق هق بغض های بی سئوال مرا…؟ هی آموزگار یتیمان منتظر!  دیگر چشم به راه بهانه نمی مانم  یا من می آیم و کنار مزار تو می میرم  یا تو بیا به بهانه ی سینما  از اهواز و سربندر و دریا  سر دربیاوریم. به یاد آر حسین!  اهواز، دزفول، هفت تپه،  تل زعتر، ام کلثوم، فرهاد، فعلگی،  نان و نمک، پیاز، پپسی،  جنگ شکر در کوبا، پاشنه ی آهنین، مادر!  من می دانستم  تنها بعد از عبور از دریاست  که دلیر خواهیم شد. حسین، هی حسین دیناروند!  برادر مویه های بی پایان من!  بیا از این گهواره ی بی موسا بگریزیم  دریا به گل نشسته است! ما نباید بمیریم/#سیدعلیصالحی
راه های ارتباط با ما:
*_پایگاه اطلاع رسانی شهنی
Www.shehni.ir
*اینستاگرام پایگاه اطلاع رسانی شهنی:
shehni.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.