ویکتوریا دقیقیان داغی خورشید بر پیشانی سوخته تیرماه. جرقه های آتش از گوشه و کنار. دره های نفتی در شعله های کبود. خشم گندم زارها بر معبد بی بی بتول . شهر رنج کشیده و غم بارم در سکوت. مردمان بیگانه و نقاب پوش. سفیر مرگ بر چهره های عریان. بوی تند الکل بر دستان بی اعتبار. سیاه پوشان عزادار در سوگ عزیزان . سینه زنان بی خیال در گورستان تعصب. شهر بد اقبال از شهردار. بازیگران شورا در تکاپوی گم گشته خیالی. و نماینده خدمتگزار در چنگال هیولای کرونا. لبان مومنان به ذکر دعا. و امید مردم خدا، خدا.
نظرات