جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۶

برادری (گوگری) در بختیاری

برادری (گوگری) در بختیاری

برادری (گوگری)

دکتر یحیی حسن پور بختیاری

برادری و اخوت دینی ، از اصول اجتماعی آیین اسلام است و  پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد(ص) همواره به صورت های مختلف در جهت استوارساختن پیمان برادری و اخوت میان مسلمانان  سخت در تلاش بوده اند. آن حضرت شکاف های اجتماعی را به وحدت تبدیل کرد و فاصله ها را به هم پیوند داد و  صلح و صفا را جایگزین عدوات های دیرینه کرد و از آن پس بود که همه ی مسلمانان همدیگر را برادر و خواهر می خواندند و اینک هم به این پیوند ها باور دارند. بر اساس همین سنت های دیرینه است که قوم مسلمان و شیعه مذهب بختیاری نیز همدیگر را « گوو » و « ددو» می خوانند. این ها قول و تعارف نیست بلکه برخواسته از اندیشه و ایمان ماست. ایمان به این که شرست همه ما از یک گوهر است و ثمره آن هم وحدت است.

شاعر می فرماید : بنی آدم اعضای یکدیگرند                      که در آفرینش ز یک گوهرند

بدون شک می توان برادری را ادب مسلمانی دانست. همان اسلامی که رسولش با پیمان اخوت اسلامی ،  وحدت را به جای تفرقه نشاند. همان پیامبری که فرمود: « دست خدا با جماعت است» وهمان پیامبری که فرمود: « جماعت رحمت الهی است». پس  می توان چنین نتیجه گرفت که وحدت جماعت باعث عزت  و اقتدار و شوکت آنان می شود  و همیشه کسانی در طول تاریخ پیروز و سر بلند بوده اند که انسجام و برادری خویش را حفظ نموده اند .

ایران عزیز ما سرزمین رنگین کمان اقوام مختلف ایرانی است که همیشه ی تاریخ در کنار هم و با هم زندگی کرده اند. قوم پر افتخار  بختیاری نیز ، یکی از رنگ های زیبای این رنگین کمان می باشد که در دو سوی « زاگرس  میانی » با پیشینه ای به درازنای تاریخ ایران همیشه سرفراز به سر می برند . در طول تاریخ این قوم (تاریخ مکتوب ) بوده اند کسانی که بر اساس آیین مسلمانی و سنت های پسندیده آباء و اجدادی خویش همدیگر را به صلح و صفا ، اخوت اسلامی  و برادری و همبستگی فرا می خواندند و با هم بودن « برادری » را در سطح ایلی و بالاتر از آن یک وظیفه ی شرعی و انسانی می دانستند . برای نمونه دو مورد مکتوب تاریخی آن را در ادامه مطلب خواهیم آورد .

نامه ای از علی مردان خان به ابدال خان و برادران برای اتحاد و  اتفاق مورخ ۱۱۶۲-۱۱۶۳ ه.ق برابر با ۱۷۴۸ میلادی

« سواد مرقوعه علی مردان خان و محمد رشید  خان و حیدر خان بختیاری به ابدال خان و آقا محمد صالح بختیاری ان شاء الله تعالی همواره نهال امانی امال عالی جاهان معلی جایگاهان اخوان ابدال خان و آقا محمد صالح سلم الله تعالی از رشحات فیوضات فضل حضرت ذوالجلال عزاسمه شأنان و مثمر باثار کامرانی باد. بعد از طی گزارش و نگارش که همواره واقعاست مشهود رای مخلصان اقتضای می دارد که مراسله یک جهتی ترجمه صادقین بنامزد محبان قلمی و ارسال داشته بودید در وقتی نیکو عز ورود یافت چون محتوی بر سلامتی آن عالی جاهان اخوان ارجمند بود اطمینان و خاطر جمعی رخ نمود. در خصوص ورود محبان و ملاقات کرامی رسیدن و اظهار اینکه باید بدستور مرحومان آبائی ما با هم متفق و برادر و یک جهت بوده و مصلحت امورات باستصواب همدیگر دیده شود اخوان بجلال قدرالهی قسم که در برادری برادران حرف و سخنی نداریم و این خواهش از طرفین است و از صلاح خیریت آن عزیزان هم بیرون نیستیم البته که هر گاه ان شاء الله  تعالی بدستور گذشته گان پیشین که غیرت و تعصب همدیگر را می کشیدند و حفظ الغیب  همدیگر منظور می داشتند دست ازهمدیگر برنداشته بنحویکه آن عزیزان و محبان بعضی دیده و بعضی  بسن کوچک شندیده ایم براه برویم بعون عنایت الهی بدی نخواهیم دید در میان دوست و دشمن بورطه نخواهیم افتاد و حسب الواقع  امور طرفین  بوجه احسن  و  نام نیک خواهد گذشت در باب برادری تمام دنیا می دانند که برادریم در باب [ا]تفاق آن سخنی ست که پوشیده نیست که [ا]تفاق باعث دولت و نفاق بی دولتی است پس دولت به از بی دولتی به جان  برادران  قسم که از اول تا به آخر  خواهش ملاقات را داشتیم خصوص حال که نوشته آن عزیزان رسید نهایت به جهاتی چند در عزیمت معزور شدیم انشاء الله تعالی حیاتی باقی است عن قریب ملاقات  هم خواهیم رسید. در باب صلاح  امور و بنای کارها دو تا نیستیم حالت یکی است اختیار هر دو طرف با آن عزیزان است بناء و مبادی (؟) که خیریت ابلیت ایلیت باشد بگذارند حرفی نداریم و حسب الخواهش برادران بفعل خواهد رسید توقعی در برادری نیست هر طور است که تا دریافت ملاقات همه اوقات احوالات سلامتی را قلمی و ارسال و هر قسم مهماتی که بوده باشد اعلام که انشاء الله قصوری نگردد و السلام سجع مهرهای پشت کاغذ (علی مردان عالم را امیر است ۱۱۶۲) ( خدایا به محشر بده توامان محمد رسیده است این زمان ۱۱۶۳) ( شود چون بختیار از لطف داور رسد  نسل علی مردان به حیدر) بتاریخ ۱۳ صفر ۱۳۲۹ مطابق ۱۳ فبروری ۱۶۱۱ مطابق ۲۴ داوایت ثیل حسب الامر حضرت اشرف آقای سردار اسعد صدظله چون اصل کاغذ خواندن اش خیلی دشوار بود سواد نوشته شد» . ( اورنگ منشی شیرازی )

shehni (3)

از متن نامه فوق پیداست که نویسندگان آن چندین بار همتباران دیگر خود را « برادر » خطاب کرده اند .الف) اخوان ارجمند سالم می باشند ما خاطر جمع شدیم . ب) به دستور آبا و اجداد خویش در خصوص برادر بودن بکوشیم و متفق باشیم.ج) درباب برادری تمام دنیا می دانند که برادریم . د) اگر با هم باشیم بدی نخواهیم دید و لطف الهی شامل حال ما خواهد بود. ت) نفاق و چند دستگی باعث بی دولتی است . ه) آن چیزی به خیر و صلاح ایل و مردم ایل باشد و رضای خدا در آن باشد ما حرفی نداریم.

اگر چه طرفین بارها بر « برادری » میان خود تاکید نموده ا ند اما از نتیجۀ آن دعوت به برادری ما اطلاع دقیق و مکتوبی در دست نداریم تا اینکه حدود ۷۰ سال بعد تاریخ شاهد یک واقعه دیگر است که در آن « برادری » از لفظ نوشتاری و کلامی به عمل تبدیل گردید و نتایج پرباری را نصیب این قوم کهن ایرانی نیز نمود که آن فراز تاریخی به قرار ذیل است .

پس از آن که قاجارها در ایران به قدرت رسیدند و سلسله قاجاریه را بنا نهادند ، سیاست های بسیاری را جهت تسلط بر ایلات و مطیع کردن آنان به کار گرفتند . « با توجه به نبود یک ارتش نیرومند و یا یک نیروی انتظامی ملی و فقدان جاده ها و راه آهن که به ایالات متصل باشند ، حکومت مرکزی از روشهای غیر مستقیمی برای حکومت ، نظیر تفرقه انداختن میان نیروهای مخالف ، دادن رشوه به شکل مقرری و مستمری ، نگهداشتن گروگان در پایتخت برای تضمین رفتارخوب خانواده های قدرتمند و ایلات ، استفاده می کردند» و « طریق دیگری که دولت می کوشید به وسیله آن ایلات را مطیع سازد ، اتحاد براثر ازدواج بود». بنابراین و در یک نگاه سیاست های قاجاریه در مورد ایلات را می توان ، سیاست« گروگان گیری » ،« اتحاد بر اثر ازدواج » ،« تفرقه اندازی » ،« تطمیع » ، « تهدید » ، « دادن رشوه به صورت مستمری » و …دانست.

ایل بزرگ بختیاری که یکی از ایلات قدرتمند ایران در زمان قاجاریه بود ، از این سیاست ها مصون نماند و در زمان فتحعلی شاه قاجار تعدادی از رؤسای این ایل که از یک طرف در تضاد با حکومت بوده و از طرف دیگر در رقابت و کشمکش داخلی به سر می بردند در تهران تحت نظر « گروگان » قرار گرفتند . « در دورۀ فتحعلی شاه قاجار که حبیب الله خان دورکی (پدر جعفر قلی خان) از یک طرف و اسدخان و علی صالح خان بهداروند از طرف دیگر به عنوان گروگان یا تحت نظر در  تهران زندگی می کردند» . گروگان گیری از خانواده های بزرگ و متنفذ از سیاستهای متداول قاجاریه بوده است به طوری که سردار ظفر می نویسد : « در آن دوره  رؤسای بختیاری بیشتر در تهران گروگان بودند » .

اولین سیاست حکومت مرکزی « گروگان گیری » از رؤسای بختیاری با موفقیت همراه گردید . رؤسایی که انگیزه عمده رقابت بین آنان ، دستیابی به ریاست ( قدرت ) بوده و این انگیزه ، در وجود هر یک ازآ نان نیز متفاوت بوده است .« حکومت مرکزی که قدرت نصب حکام و رؤسا و یا نظارت کامل بر آن ها را نداشت حکام و رؤسا را علیه یکدیگر تحریک کرده و موقتا یک تعادل ظریف در بین آن ها ایجاد می کرد » .به نظر می رسد تحریک و ایجاد تعادل ظریف بین رؤسا در این مورد خاص ، یعنی متحد ساختن یکی از این آنان با حکومت از طریق سیاست « اتحاد بر اثر ازدواج » و به دنبال آن به رسمیت شناختن ریاست این متحد تازه یعنی سیاست « تطمیع » ، باشد زیرا « رهبران ایلات برای اینکه از اختیارات وامتیازات کامل ریاست برایل خود برخوردار شوند به حمایت و شناسایی رسمی دولت نیاز داشتند » . « دولت نیز به نوبه خود زمانی رئیسی را به رسمیت می شناخت که از وفاداری او نسبت به خود مطمئن می شد » که در این مورد این وفاداری از طریق « اتحاد بر اثر ازدواج » می توانست ثابت شود .

 

بر همین اساس« روزی [ که ] دختران علی صالح خان برای تماشای تعزیه به تکیه دولت رفتند ، فتحعلی شاه قاجار در آنجا [ یکی ] را از زیر چادر سیاهی که به سر داشت می بیند و شیفته و دلباخته او می شود . پس از آنکه از هویت دختر آگاه شد از او نزد پدرش خواستگاری می نماید». حکومت قاجار زیبایی دختر ایلیاتی بختیاری را از یک طرف و عشق و عاشقی پادشاه را از طرف دیگر بهانه قرار دادند تا با اعمال سیاست « اتحاد بر اثر ازدواج » بر شدت رقابت های داخلی بین روسای گروگان در تهران بیفزایند و  « سیاست تفرقه اندازی » خود را اجرا نمایند .« سیاست تفرقه اندازی بین روسای قبایل از سیاست های متداول قاجاریه برای اعمال قدرت در بین قبایل بود » . و پادشاهان این سلسله « همواره در دامن زدن به اختلافات گروهی ، وحتی اگر ضرورت ایجاب می کرد در ایجاد چنین اختلافاتی ، کوشا بودند »

تعدادی از مورخان بختیاری فقط به « شیفته و دلباخته » شدن فتحعلی شاه اشاره کرده اند در حالی که این تمام ماجرا نبود.« پادشاهان قاجار به وصلت های متحد کننده میان خانواده های سلطنتی با روسای ایلات می پرداختند »  و بنیانگذار سلسله قاجاریه یعنی آقا محمد خان « ماهرانه از سیاست تهدید و تطمیع استفاده می کرد . از یک سو از خانواده های رؤسای ایلات گروگان می گرفت و از سوی دیگر به آن ها امکان می داد با خاندان سلطنتی ازدواج کنند » پادشاه جانشین او یعنی « فتحعلی شاه قاجار [ نیز] شبکه ای از وابستگی های خویشاوندی از طریق ازدواج بر قرار کرده بود تا خانواده خود را با خانواده روسای ایلات بزرگ و مهم پیوند دهد » .

پروفسور گارثویت معتقد بود « این گونه ازدواج ها روی سیاست های خاصی انجام می گرفتند و رنگ و بوی سیاسی داشتند » و در این مورد هم چنین به نظر می رسد که  این پیشنهاد ازدواج آن هم با دختر یکی از خوانین تحت نظر یا گروگان ، به این  سبب بوده تا حکومت  بتواند با این وصلت ( ازدواج سیاسی ) یکی را متحد خود ساخته و بخشی از نیروی ایلی را که با این روش می توانستند با خود همراه  نمایند در مقابل بخش دیگر قرار داده تا  به تضعیف همدیگر پرداخته و دیگر نتوانند تهدیدی برای حکومت به حساب بیایند ، اگرچه در این بین دختر « گروگان » هم می توانست باشد . اگر به تاریخ بختیاری نیک بنگریم در خواهیم یافت که حکومت قاجاریه در آن زمان از نفود و قدرت روز افزون اسد خان بهداروند در بین طوایف بختیاری سخت نگران بود لذا با این گونه نفاق ها و سیاست های تفرقه بر انگیز و دامن زدن به اختلافات در صدد کاستن از قدرت او نیز بودند .

علی صالح خان که از نیات و سیاست های تفرقه افکنانه قاجارها در بین ایلات با اطلاع بود ، « برادری » و با هم بودن را بر وصلت و قرابت با خاندان سلطنتی قاجاریه ، ترجیح داد اگر چه خود  و اطرافیانش با این وصلت می توانستند مورد عنایت شاه نیزقرار گیرند . یکی از مسافران خارجی در این زمینه می نویسد : « وقتی زنی از چنین مزیتی برخوردار شود [ مورد پسند شاه واقع شود ] ، پدر و مادر و خویشاوندانش نیز از انواع مزایای مادی و مقامی بر خوردار خواهند شد » . اما او که شخصیتی مذهبی داشت تصمیمی تاریخی اتخاذ کرد و « برای اینکه دخترش را به شاه قاجار ندهد اظهار می دارد که وی معقوده جعفر قلی خان پسر حبیب الله خان می باشد» .خان دورکی ( حبیب اللله خان ) نیز به گرمی از تصمیم همتبارش استقبال می نماید و « برای آنکه شاه از رازشان آگاه نشده و از خشم و غضب او در امان باشند ، فوراً ] دختر [ را به عقد جعفر قلی خان دورکی در می آورند» پس از آن دختر « چون مورد پسند شاه قاجار واقع شده بود لذا نام او را بی بی شاه پسند گذاشتند » .

با این حرکت بین طوایف دورکی و بهداروند که دو طایفه قدرتمند شاخه هفت لنگ بختیاری بودند صلح ابجاد شد و این صلح تا زمانی که آن خوانین بزرگ در حیات بودند ادامه داشت و با ازدواج جعفر قلی خان دورکی با بی بی شاه پسند که بعد ها به « بی بی بزرگ » شهرت یافت حسینقلی خان ( ایلخانی) و امامقلی خان ( حاج ایلخانی) و  مصطفی قلی خان متولد گردیدند . حسینقلی خان پسر بزرگ این اتحاد و برادری بعد از مدتها با همکاری برادران و با لیاقت و کاردانی مادر خود ( بی بی بزرگ ) توانست حکم ایلخانی گری بختیاری را از ناصر الدین شاه قاجار بگیرد و مدت سی سال حاکم بختیاری شود که بعد از قتل او توسط ظل السطان حاکم اصفهان ، برادرش امامقلی خان ( حاج ایل خانی ) به جای او حاکم بختیاری گردید . به یک عبارت ساده می توان بیان داشت که تمامی سرداران بختیاری نتیجۀ آن اتحاد و برادری بودند . سردارانی همچون اسعدها ، سپهدارها ، صمصام ها و ضرغام ها که درجنوب غربی کشور  همیشه ایران زمین را  نگاهبان بوده اند و افتخاراتی بس عظیم  نصیب این قوم کهن ایرانی نمودند.

چنین عمل اخلاقی و وحدت بخشی که منجر به ثبات نسبی طوایف بختیاری در آن دوره گردید ، در زمانی که بسیاری از روسای ایلات  به دنبال منافع خویش بوده و « مترصد نزدیکی به حاکم و جلب رضایت او بودند ، و در این راستا از تمسک به هر گونه رذایل اخلاقی خودداری نمی کردند » قابل ستایش و در خور یک همایش بزرگ است که خوشبختانه هر ساله این همایش با نام برادری « گوگری » از سوی خانواده های بختیاروند برگزار می شود تا ضمن دعوت همگان به برادری و اخوت اسلامی و حفظ این فرهنگ ها و سنت ها ، از کسانی که در راه برادری ، اخوت اسلامی و همبستگی با قدم و یا قلم خویش گام بر می دارند تجلیل بنمایند.

این گردهمایی امسال جهت پاس داشت همبستگی و برادری « گوگری» در تاریخ ۱۴/۴/۹۲ در استان چهارمحال بختیاری ( شهرکرد ) با مدیریت آقایان کریم ارشدی و فریدون حسن پور و دکتر یحیی حسن پور بختیاری برگزار گردید . در این گردهمایی که تعدای از اساتید بزرگ تاریخ ، فرهنگ و هنر ، شعر و موسیقی بختیاری و روزنامه ها نیز حضور داشتند ، در ابتدای برنامه نخست تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط آقای حبیب الله حسن پور قرائت گردید و پس از آن سرود ملی جمهوری اسلامی ایران در سالن گردهمایی طنین انداز شد .

سپس آقای دکتر بختیاری ضمن خوش آمد گویی به تمامی حاضران از طرف خانواده های بختیاروند مهم ترین اهداف این گردهمایی را موارد زیر برشمرد .

۱-     نشر و بسط فرهنگ برادری ( اخوت اسلامی ) در بین خانواده ها جهت ایجاد یک پیوند روحی ، عاطفی و معنو ی میان آنان .

۲-     آشنایی خانواده ها و بخصوص نسل جدید با هویت و پیشینه ی تاریخی خود و دوختن جوشن مقاومت بر تن جوانان در مقابل هجمه های مسموم دنیای امروز

۳-     ایجاد یک بستر مناسب ارتباطی بین خانواده ها جهت تفریح و گردشگری سالم ( صله رحم )

۴-     تجلیل از چهره های فرهنگی ، تاریخی و ادبی ماندگار قوم بختیاری که در ایجاد ، ترسیم و نشر و بسط فرهنگ برادری ( اخوت اسلامی ) نقش اساسی ایفا کرده اند .

مجری این گردهمایی آقای ربیع اله فرهمند سر دبیر پیشین ماهنامه کوهرنگ بود که در خلال برنامه به نقش و شخصیت  بی بی شاه پسند « بی بی بزرگ » در طول تاریخ اشاره کرد .

پس از آن آقای دکتر فریدون الهیاری استاد تاریخ دانشگاههای اصفهان به سیاست های « تفرقه اندازی » ، « گروگان گیری » و « وصلت های متحد کننده _ ازدواج سیاسی » قاجاریه در میان ایلات ایرانی پرداخت و گفت : در واقع تمام این سیاست ها برای تامین منافع حکومت مرکزی بود و ایل بختیاری نیز از این سیاست ها مصون نماند . وی همچنین افزود فتحعلی شاه برای تثبیت بیشتر موقعیت خود و تسلط بیشتر بر ایل بختیاری در پی ازدواج ( ازدواج سیاسی ) با دختر علی صالح خان بختیاروند بود اما عمل آگاهانه و سیاست مدارانه ی علی صالح خان که باعث همبستگی و  وحدت « برادری» در میان ایلات بختیاری گردید راه را برتفرقه افکنان بست . این استاد دانشگاه اضافه کرد که ما باید به این گونه موارد که باعث اتحاد و اخوت اسلامی و برادری در سطح اجتماع می شوند بیشتر بپردازیم و گفت : ما باید در تاریخ مان به دنبال نکات وحدت بخش و اخلاقی باشیم و همچنین که در اهداف این گردهمایی آمده ما باید برادری وصمیمیت را ارتقا دهیم .

در ادامه این گردهمایی آقای قهرمان محمدی شاعر با ذوق و توانمند بختیاری و سر دبیر ماهنامه کوهرنگ اشعاری را قرائت نمودند و پس از آن آقای حسین افسر فرزند شادروان استاد داراب افسر شاعر پر آوازه بختیاری اشعار دیگری را سرودند . این گردهمایی از هنرمندی هنرمند خردسال نوه شادروان داراب افسر (مهتا افسر دختر حسین افسر ) نبز بی بهره نماند.  همچنین مجلس از اشعار آقای فخرالدین سعیدی و احمد ارشدی  به وجد آمدند . سخنران بعدی این گردهمایی آقای حاج موسی حاجت پور نویسنده و محقق  تاریخ و فرهنگ بختیاری بود که  ضمن اشاره به تاریخ بختیاری یکی از مهم ترین دلایل رد وصلت با دربار قاجاریه از سوی علی صالح خان بختیاروند در آن زمان را  دیانت و میانه رو بودن وی دانست . ایشان در ادامه به دلاوری های رحیم خان ارشدالدوله در زمان مشروطه نیز اشاراتی کرد . قبل از پایان برنامه بی بی ملیحه فروزنده شهرکی از نوادگان حاج علی خان شهرکی و علی صالح خان بختیاروند ضمن تشکر از مجریان گردهمایی خواهان تداوم برنامه در سال های بعد گردید .

در پایان لوح یادبودی که توسط دبیران اجرایی گردهمایی  جهت تجلیل از چهره های فرهنگی ، تاریخی و ادبی ماندگار   تدارک دیده شده بود ، از دست استاد عبدالعلی خسروی قائد بختیاری ، استاد دکتر عباس قنبری عدیوی و آقایان سام خان صالحی ، حاج عزت الله حسن پور و کریم ارشدی تقدیم خانواده های آن عزیزان گردید . اسامی این چهره های تاریخی ، فرهنگی وادبی که لوح یادبود گردهمایی امسال تقدیم آنان شد به قرار ذیل است :

۱-     شادروان زنده یاد استاد آمهراب امیری – نویسنده ، محقق ، مترجم بزرگ و نامی ایران و بختیاری که جهت نشر و بسط فرهنگ و تاریخ بختیاری زحمات بسیاری را کشیدند .

۲-     شادروان زنده یاد استاد آداراب افسر- شاعر توانمند و گرانمایه بختیاری که بسیاری از اشعارش رنگ و بوی برادری و باهم بودن را می دهد .

۳-     استاد آغلامشاه قنبری – خواننده و حماسه سرای بزرگ بختیاری که حماسه خوانی او نقطه ی مشترک همه ی بختیاری ها و لر زبانان می باشد .

اشاره می نمایم از طرف خانواده شادروان زنده یاد مهراب امیری ( به دلیل حضور آنان در خارج از کشور ) آقای قهرمان محمدی و از طرف خانواده شادروان زنده یاد آداراب افسر ، آقای حسین افسر ( فرزند ایشان ) و از طرف آغلامشاه قنبری که به علت بیماری تحت درمان بوده و نتوانستند در گردهمایی حضور یابند آقای صفر محمدی کیارسی در جایگاه حضور یافته و لوح باد بود گردهمایی را دریافت نمودند .

لازم به یاد آوری است چهره های ماندگار تاریخی ، فرهنگی و ادبی که در گردهمایی سال گذشته بختیاروند ها از آنان تجلیل به عمل آمدعبارت بودند از :

۱-     شادروان زنده یاد آملا قلعه سردی که در اشعارش در ۱۴۰ سال پیش فرهنگ گوگری را ترسیم کرده بود.

۲-     شادروان زنده یاد استاد آ بهمن علاء الدین که در سروده ها  و اشعارش گوگری را نشر و بسط داد.

۳-     استاد آ جواد خسروی نیا که در نوشتارش فرهنگ گوگری را دوباره احیا کرد.

۴-     استاد دکتر عباس قنبری که در گفتار و کردار و نوشتارش گوگری را معنا بخشید.

پی نوشت:

۱-     نهج الفصاحه ( مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ( ص) )

۲-     ایلات و عشایر – مجموعه کتاب آگاه

۳-     سردار ظفر – خاطرات و یادداشت های سردار ظفر

۴-     تاریخ بختیاری – سرهنگ ابوالفتح خان اوژن بختیاری

۵-     تاریخ ایران – از مجموعه تاریخ کمبریج – ترجمه مرتضی ثاقب فر

۶-      بختیاری نامه – دکتر غفار پور بختیار

۷-     حکومت گران بختیاری – مهراب امیری

۸-     ایران بین دو انقلاب – یراوند آبراهامیان

۹-     سهم فرهنگ سیاسی در ناپایداری احزاب – دکتر محمد رضا علم

۱۰- گوگری – جواد خسروی نیا

۱۱- بختیاری ها و قاجاریه – غلام رضا میرزایی دره شوری

۱۲- از خراسان تا بختیاری – هانری رنه دالمانی

۱۳- بختیاری در آیینه تاریخ – پروفسور گارثویت

نوشته شده توسط مدیر سایت در شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۱۶ ب.ظ

۱ نظر

نظر -49 - 0 از 1اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. +1

    سلام آخه گوگری جه ربطی به اسلام داره واقعا که … کم مونده که همه چیز رو از اسلام بدونید به خدا زشته . اسلام خوبه درسته ولی یه چیزایی به انسانیت مربوط میشه نه دین

    1. 0

      لازم است ابتدااطلاعات خودرادرمورداسلام وآموزه های این دین جاودان بالاببریم.پیمان اخوت(برادری)میان انصارومجاهدین صدراسلام وتئصیه های مکررقرآن به برادری واخوت ودههانمونه دیگرازتاکیداسلام به اتحادوبرادری هیچ تضادوتناقضی باآئین برادری دربختیاریهاوچشم پوشی ازتفاوتهای قومی وقبیله ای میان آنان نداردوملاک تنهاتقواوپرهیزکاری است

نظر -49 - 0 از 1اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه