سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷

استاد بهمن علاءالدین اسطوره ماندگار ایل و ندای وحدت

استاد بهمن علاءالدین اسطوره ماندگار ایل  و ندای وحدت

بهمن علا الدین

 

استاد بهمن علاءالدین خواننده، ترانه سرا و آهنگساز نامی بختیاری، بیستم مهرماه سال ۱۳۱۹ در شهرستان مسجد سلیمان دیده به جهان گشود؛ پدرش میرزا محمد کریم و مادرش حاجیه لیمو خانم  نام داشت که علی رغم تعداد زیاد فرزندان، دلسوزانه به تربیت آنها همت گمارده بودند.

۵ سال بعد، بهمن به دلیل تغییر محل خدمت پدرخود که آن زمان در شرکت نفت مسجد سلیمان شاغل بود، به لالی نقل مکان کرده و تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان تازه تاسیس این شهر آغاز نمود.
وی پس از اتمام دوران ابتدایی، سال های اول و دوم دبیرستان را در “اَمبَل” و در “دبیرستان هنر” به پایان برد و سرانجام در سال ۱۳۴۰ دوره دبیرستان را در شهرستان مسجد سلیمان به اتمام رساند
مهرماه سال ۱۳۴۲ خدمت نظام وظیفه را در سپاه دانش آغاز کزد که پس از اتمام دوره آموزشی، فعالیت فرهنگی خود را در دهستان قیدار از توابع بخش سلطانیه شهرستان زنجان آغاز نمود؛ بهمن علاءالدین تابستان ۱۳۴۲و در ادامه خدمت سپاه دانش به” دهستان تِمبی” از بخش ” قلعه تُل” منتقل شد.
وی تا پایان خدمت سربازی و پس از استخدام در آموزش و پرورش، یعنی تا سال ۱۳۴۸ در شهرستان های ” ایذه” و “باغملک” به خدمت خود ادامه داد. در سال ۱۳۴۸ به آموزش و پرورش ” اهواز” ودانشسرای مقدماتی این شهر منتقل و ضمن انجام ادامه خدمت، موفق به کسب مدرک فوق دیپلم ادبیات گردید و سپس در  مدرسه “ماندانا” ( شهید شجرات) به عنوان دبیر و ناظم به ادامه خدمت مشغول شد و سرانجام پس از سال ها خدمت در حوزه فرهنگ و حرفه مقدس معلمی، در سال ۱۳۷۳ نیز به افتخار بازنشستگی نایل گردید.
استاد بهمن علاءالدین خواندن آواز و سرودن ترانه  را از همان سالهای دوران تحصیلات ابتدایی در “لالی” و به صورت غیرحرفه ای آغاز کرد و از سال ۱۳۵۰ با ارایه نخستین و جاودانه ترین اثر خود” دختر لچک ریالی”،  دوره اول فعالیت حرفه ای خود را بطور رسمی با همکاری رادیو و تلویزیون اهواز ونفت ملی آبادان  و اجرای کنسرت هایی در هفت تپه ،کرمان و ماهشهرآغاز کرد و با ورود خود به عرصه موسیقی، موسیقی بختیاری را وارد دوران جدیدی نمود.
همراهی با استاد”منصور قناد پور”، نوازنده برجسته سنتور و رهبر وقت ارکستر اهواز و همچنین استاد “محمد موسوی” نوازنده ممتاز و مشهور نی کشور و برخی دیگر از هنرمندان و شاعرانی مانند “سیروس احمدی فر” ،”جمشید احمدی”،”حبیب اله ریخته گر”،”بهمن فردوسی”،”رسول ایزد یار”و”عبد العلی خسروی” موجب شد تا علاوه بر ارایه چند اثر دیگر به گویش بختیاری نظیر” گل ناز”،”تنگ بلور”،”بهار”،”گل باوینه” و … چند ترانه دیگر به زبان فارسی مانند” گل های کاغذی”،” باغ آباد”،”دلتنگی”،” قاصد خوش خبر”،”باغ ستاره ها”،”باید فراموشت کنم” و… را از طریق رادیو وتلویزیون سراسری و محلی اهواز و آبادان نیز به علاقمندان ارایه کند.
استاد علاءالدین پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، تحت تاثیر شرایط وقت، قدری از فعالیت هنری خود کاست و بیشتر وقت خود را علاوه بر شغل معلمی به سرودن اشعار و ترانه های بختیاری و تحقیق و مطالعه بر روی نغمه های محلی و موسیقی فولکلور بختیاری نهاد.
وی در سال ۱۳۶۵ نخستین کاست خود را به نام “مال کنون ”  با آهنگسازی و تنظیم ماهرانه استاد ” عطاء جنگوک” ، آهنگساز برجسته کشور و با الهام و استفاده از برخی ترانه ها و اشعار فولکلور و بعضی سرود ه های ” عبد العلی خسروی” و نوازندگی جمعی از هنرمندان و نوازندگان  مشهور و حرفه ای کشور نظیر”مسعود شناسا”، “مهدی آذرسینا”،”علینقی افشارنیا”،”حسین بهروزی نیا”،”مرتضی اعیان”و…ارایه کرد و بدین ترتیب دوره دوم فعالیت رسمی هنری خود را آغاز نمود .
۶ سال زمان لازم بود تا استاد پس از سال ها تحقیق، پژوهش و ممارست در حوزه موسیقی بختیاری، اثر شاخص دیگری را به نام” هی جار” با تنظیم و آهنگ سازی “عطاء جنگوک” و با استفاده از اشعار و ملودی های ساخته شده توسط خود و برخی اشعار و ترانه های  فولکلوریک،با همراهی ” علی حافظی”  نوازنده برجسته نی بختیاری و جمع دیگری از بهترین نوازندگان کشور مانند” رضا شفعیان” ،”منصور سینکی”،”افشار نیا”، “اردشیر و بیژن کامکار”، “بهروزی نیا”، “محمود فرهمند”در قالب گروه “شهرآشوب” به دوستدارا ن موسیقی بختیاری ارایه کند.
 استاد بهمن  علاءالدین دو سال بعد، یعنی در سال ۱۳۷۳ سومین آلبوم خود را به نام” تاراز” که خود نام کوهی پر رمز و راز و خاطره انگیز در مسیر کوچ ایل خود ومعروف به داشتن  کبک های خوش آواز بود را با استفاده از اشعار وملودی های ساخته شده توسط خود و تک نوازی ماهرانه نی “حافظی”و همراهی ضرب” محمود فرهمند “و تنظیم استادانه استاد “قنادپور” به دوستداران خود هدیه کرد.
وی در این اثر نیز براساس ملودی ها ،مقام ها و اشعار و ترانه ها وقطعاتی نظیر” چوب بازی” ، “شباش” ،  “گله داری” بخش دیگری از فرهنگ، آداب و رسوم ایلی بختیاری را ترسیم کرده است.در مجموع این اثر که در آن با تصنیف ها و آوازهایی مانند “کوگ تاراز “که در آن ضمن معرفی” کوگ “بعنوان پرنده مورد علاقه در ایل ،شادی حزن انگیزی را که مخصوص همتباران خود است و “بی قرار” که به لحاظ ادبی از طنزهای ظریف روستایی برخوردار است و یا “آخی وای” که تجسم حسرت ها و دلتنگی های” وارگه نشینان” گرمسیری است و یا” ستین دل” و” هیاری” که وقایع مهمی نظیر همبستگی و سلحشوری مردان و زنان ایل را با رمزی و اعجازی که باب تازه ای به لحاظ مضمون و گام جدیدی در ادبیات آهنگین و حماسی ایل است و… بعنوان اثری ممتاز که جدای ازتازگی و تنوع شعر و موسیقی و اجرا ،به لحاظ کاربرد مفاهیم فرهنگی و غنای فولکلوریک و بدلیل استفاده از اصطلاحات بکر و اصیل و نیز صراحت و صحت و سلامت دقیق گویش بعنوان منبع ومرجعی برای زبانشناسان معرفی شده است.
استاد بهمن علاءالدین در سال ۱۳۷۵ چهارمین کاست خود را با نام “بر افتو ” این بار هم با تنظیم “استاد منصور قناد پور” و نوازندگی” شهریار فریوسفی”،”جمال جهانشاد”،”حسن ناهید” ،”اردشیر ،اردوان وارژنگ کامکار” و تک نوازی نی “استاد حافظی” و به اهتمام استاد”فریدون شهبازیان” منتشر کرد.
وی در تداوم و استمرار تلاش های خود و با وجود گلایه های بسیا ر از وضعیت حاکم بر شعر وموسیقی اصیل وسنتی و فولکلوریک ، بخش دیگری از سروده ها و ساخته های خود را در سال ۱۳۷۷  در کاست دیگری با نام”آستاره” با تنظیم ماهرانه و قطعات بدون کلام “استاد قنادپور “و همراهی برخی دیگر از نوازندگان برجسته کشوراز جمله” حسن ناهید” ، “شهریار فریوسفی”،” جمال جهانشاد”، “مجید اخشابی” ، “محمود فرهمند”،”رسول بهبهانی” ،”سهیل ایوانی” و…طراحی جلد “بهروز غریب پور” منتشر کرد .
دوره سوم فعالیت هنری استاد بهمن علاءالدین با کوچ وی از اهواز به “کرج”درسال ۱۳۷۹ شروع و تا پایان حیات پربارش ادامه پیدا می کند. در واقع وی علیرغم درخواستهای مکرر هواداران و دوستان و دوستداران خود جهت سکونت یا سفر به خارج از کشور،نه تنها به دیدار از مناطق روستایی و عشایری علاقه بیشتری نشان می داد بلکه با وجود دوری از دیار خود ، همچنان ارتباط خود را با عشایر و مناطق عشایری و روستایی حفظ کرده و این بار که علاوه بر ” سرگرونی روزگار” و  ” تهینایی و سنگینی دل ” مجبور به تحمل غم” دِیری” و فاصله از دیار و سرزمین نیاکان خود نیز شده بود ، با احساسی حسرت برانگیزتر و علاقه ای تازه تر و جدیتی بیشتر به سرودن شعر و ترانه و ساختن و خواندن آهنگ پرداخت.
استاد بهمن  علاءالدین در سال ۱۳۷۹ به شهرستان” کرج” نقل مکان نمود و پس از طی یک دوره بیماری کلیوی وعمل جراحی مثانه  در “صبحگاه روز جمعه،دوازدهم آبانماه ۱۳۸۵ “،در سن ۶۶ سالگی،به علت نارسایی قلبی در بیمارستان” کسری” جهانشهر این شهر دار فانی را وداع گفت.

نوشته شده توسط مدیر سایت در دوشنبه, ۰۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ

۴ نظر

نظر -49 - 0 از 4اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. بادرود و تشکر از اینکه سوال مرا جواب دادی

  2. گاه گاهی به یادت غزلی می خوانم

    .

    تانگویی که دلم غافل ازاین عهد و وفاست. خوبرویان همه گربادل من خوب شوند. خوب من, باهمه خوبان حساب تو جداست .

  3. خدای لر نگهدار تو باد . حقیر به شما .حضرت حجه الاسلام سلیمانی افتخارمی کنم که با شعرهای تان دل بختیاریهای روشن نمودید ونظیر استاد فقید آبهمن همه بختیاریها را به خاطرات گذشته و با فکر و خاطره به کوچ بردید . خداداند که شعرت ای مرد همه را دگرگون کرد . از خداوند اهورای زندگی باعزت و سربلند برای شماآرزومندم .هر کجا که هستید .آبتان سرد و نانتان گرم باشد .

  4. دلم گرفته

    دلم گرفته از این شبهای تنهایی

    از این روزهای تاریک و غمناک و بارانی

    دلم گرفته از این قابهای خالی بر دیوار

    از این گلهای خشکیده و خاطرات یک دیدار

    دلم گرفته ازاین مردمان پر دروغ و فریب

    از این حرفهای تلخ و این روزگار غریب

    دلم گرفته از این شعرها و عاشقانه گفتن ها

    از این عطرها و به یادت شکفتن ها

    دلم گرفته از هر چه هست و نیست در دنیا

    از زمین و آسمان و تمام آدم ها….

نظر -49 - 0 از 4اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه