سه شنبه, ۰۴ مهر ۱۳۹۶

آئین هیاری در قوم بختیاری؛ از عیاری تا همیاری

آئین هیاری در قوم بختیاری؛ از عیاری تا همیاری

از زمانی که گردآوری واژه های زبان بختیاری را برای تدوین کتاب «واژه نامه ی زبان بختیاری» به طور جدی آغاز کردم به ناچار باید به نقاط دور و نزدیک می رفتم و در مراسم های گوناگون شرکت می کردم تا واژه های تازه ای بیابم. با دیدن کوه های سخت گذر زیستگاه هایشان و نحوه ی زیستشان، همیشه این مطلب ذهن مرا به خود مشغول کرده بود که این مردمان سختکوش و کم توقع و در عین حال صبور چگونه توانسته اند این همه سختی زندگی کوچ نشینی وشبانی و خشونت کوهساران را بر خود هموار کنند و آنها را در دستان پینه بسته شان چون موم نرم کنند و بر روی قله ی کوه ها و عمق دره های ترسناک دوام بیاورند و این سرزمین را هم چون مادری مهربان بپرستند؛ به عبارت دیگر راز ماندگاری آنان در این سرزمین وحشی و خشن چیست؟

در حین کار گردآوری واژگان بختیاری، گاهی به واژه هایی برخورد می کردم که معنی آن ها به چرا و چگونه و اماهای ذهنم پاسخ می داد. با پی بردن به معنی و کاربرد هریک از این واژه ها نقاط تاریک و مبهم کم‌کم روشن و روشنتر می شدند. از همه مهمتر شرکت در کارهای دسته جمعی آنان و دیدن برخی از نمونه های همیاری های مرسوم در قوم بختیاری کاملاً آگاهم کرد که یکی از راز های پایداری بختیاری در جدال با طبیعت خشن زاگرس و همه ی سختی ها و مشکلات زندگی کوچی که حتی دیدن فیلم آن ها انسان را به وحشت می اندازد چیزی جز تعاون و همیاری یا به زبان خود بختیاری ها هیاری hayâri به به بیان برخی دیگر هیجاری hayjâri نیست.

درست است که آنان در همین سرزمین خشن زاده شده اند و سیاه چادرهایشان را در گستره ی آن و در دامنه ی کوه هایش برپا کرده اند و می کنند و زمانی هم تنها قوتشان نه گندم بلکه بلوطی بوده است که «بختیاری» را به تصرف خود درآورده است؛ باری می توان گفت به این شرایط عادت کرده اند ولی اگر چنین خصلت پسندیده ای در میان آنان وجود نداشت اکنون زاگرس میانی با همه ی ناسازگاری ها و زیبایی های خشنش مأوای امن بختیاری نبود و نمی توانستند لحظه ای در برابر همه ی سختی ها و خشونت های زاگرس پایداری کنند. 

کافی است شما به یک صحنه از زندگی آن ها به ویژه صحنه ی گذر از رودخانه های خشمگین یا کوه های سربه فلک کشیده در هنگام کوچ – که بدون شک بارها در فیلم ها به ویژه فیلم دیدنی و ارزشمند «علف» دیده اید – نگاهی کوتاه بیندازید؛ آنگاه گواه این مدعا خواهید شد.

n00008303-b

در تمام صحنه های زندگی بختیاری ها به ویژه در شکل کوچروی آن، به علت کمی وقت و حداکثر استفاده از زمان محدود و همچنین خطرات فراوان در چنین نوع زندگی چه در گرمسیر و چه در سردسیر بدون همیاری انجام به موقع کارها تقریباً غیرممکن است. در درو، کشت و داشت محصولات کشاورزی، خانه سازی، برپا کردن سیاه چادر، پشم چینی، احداث آغل، آماده کردن وارگه برای بار انداختن و خود بار انداختن، شیردوشی، شستشوی مرده، خاکسپاری مرده، قبرکندن، شَوکَنی (چرای شبانه ی گله) و… همه و همه همیاری نمودی ویژه دارد و بدون آن یا حتی حضور کمرنگش چرخ زندگی مردمان به درستی نخواهد چرخید یا بهتر بگویم اصلاً نمی چرخد.

در ضمن بختیاری با به‌کارگیری «هیاری» و چاشنی رفتاری و گفتاری شوخی آمیز بیشتر به این سازگاری خود به محیط زاگرس یاری رسانده اند که در مقاله ی دیگری به این موضوع پرداخته ام.

در گذشته که پراکندگی بختیاری ها کمتر از امروز بود و تقریباً طوایف مرزهای مشخصی داشتند و همه ی اقوام و خویشاوندان در یک سرزمین واحد و معین زندگی می کردند و در حفظ آن می کوشیدند سعی می شد که به محدوده ی دیگر طوایف تجاوز نشود. چون احتمال درگیری به ویژه در هنگام چرای گله ی یک طایفه در مراتع دیگر طوایف امکان داشت. بالطبع در چنین شرایطی همیاری گستردگی بیشتری نسبت به امروز داشته است ولی اینک همیاری ها با توجه به تحولات اخیر و شدت گرفتن مهاجرت و بروز پراکندگی طوایف و تمایل بیش از حد به شهرنشینی روز به روز کمرنگ تر می شوند.

باری واژه ی «هیاری» به معنی تعاون و همیاری را به سه گونه می توان ریشه یابی کرد:

۱- این واژه از ریشه ی پهلوی âyârih و âyâri است. باید افزود که واژه هایی که از زبان پهلوی به بختیاری رسیده‌اند اگر در آغازشان همزه باشد به جای آن «ه» به کار می برند: ارس ars ، هرس hars ایاری ayâri ، هیاری hayâri.

۲- گرچه استدلال بالا کاملاً درست است ولی می توان این واژه را به صورتی دیگر توجیه کرد یعنی آن را همان «عیّاری» دانست چرا که در نفس «هیاری» جوانمردی هم هست. باز مانند نمونه ی نخست هرگاه واژه ای از زبان های بیگانه قصد ورود به زبان بختیاری داشته باشند باید خود را با شرایط زبان بختیاری و قواعد واجی آن تطبیق دهد تا بتواند به عنوان یک واژه ی رایج به کار رود. پس هرگاه واژه ای با «همزه یا ع» آغازین بخواهد در زبان بختیاری به کار رود به جای آن ها «ه» به کار برده می شود: اشاره و هشاره hašâra ، عصمت و هصمت hesmaj. به این اعتبار می توان هیاری را عیاری دانست.

۳- در برخی از مناطق بختیاری نشین مانند سوسن ایذه آن هم در طایفه ی سهید دینارونی هفت لنگ به جای هیاری «هیجاری» به کار برند که به نظر می رسد نزدیک به‌هم باشند: hayâri = hayjâri.

باری در قوم بختیاری دو نوع همیاری هست؛ همیاری آشکار و همیاری نهان.

گونه ی آشکار کارهایی هستند که در ظاهر آن ها نمود همیاری کاملاً واضح دیده می شود مانند خرده داشت، بُر اشکنون، تراز و…

گونه ی نهان که ظاهر همیاری ندارند ولی با اندک دقت در می یابیم که هدف کمک به دیگران به وی‍ژه نیازمندان است و بس. نتیجه ی این نوع همیاری ها بر خلاف نوع آشکار در دراز مدت مشخص می شود.

اینک به طور خلاصه نمونه هایی از همیاری های مرسوم در میان بختیاری ها را می آورم تا سپاسی باشد از آنانی که صادقانه و خالصانه حرمت این پدیده ی خداپسندانه را پاس می دارند و هنوز بدان پای بندند. 

البته این همیاری ها معمولاً بین کسانی رخ می دهد که به اصطلاح پیمان برادری یا همان «گوگری» با هم داشته باشند وگرنه کسی دیگر که با هم احساس مسئولیتی نمی کنند با هم هیاری نخواهند داشت.

الف) همیاری های آشکار:

۱- بُر اشکنادن bor-eškenâden: 
یکی از کارهای سخت زندگی بختیاری های چه یکجا نشینان چه کوچندگان کشاورزی یعنی کشت، داشت و برداشت است که از میان این سه، مرحله ی برداشت به دلایل فرا رسیدن گرما و همزمانی با آن و همچنین داشتن فاصله ی زمانی با زمان کوچ از همه دشوار تر است. به همین خاطر همیاری در آن ارزش خاص خود را دارد. 

بخصوص برای این کسی گرفتار گرمای کشنده ی گرمسیر نشود این همیاری نمود بیشتری دارد. اگر هم امکان همیاری در خرمن کوبی نباشد آن را در دیواره های به نام «چیـر čērê» می نهند تا از ییلاق برگردند و هوا خنک شود آنگاه آن را می کوبند. 

در سال های نه چندان دور که با کوچ به سردسیر افراد زیادی در گرمسیر نمی ماندند که بتوانند در درو محصول دیگران به عنوان همیاری شرکت کنند. هنگامی که یکجانشینی چه به اختیار و چه به اجبار شتاب بیشتری گرفت همیاری هم در درو چهره ی واقعی خود را نشان داد. آنان که پس از درو محصول خود سعی می کنند به یاری دیگران بشتابند تا محصول آن ها زودتر چیده شود و از نیش گزنده و آزاردهنده ی گرما برهند.

در همیاری درو، یاریگران ضمن شرکت داوطلبانه در کار چیدن که تا چیدن در خرمن و گاهی هم تا کوبیدن محصول و انبار کردن ادامه خواهد داشت سعی می کنند همیاری در درو را ضمن رفاقت به رقابت بکشانند تا شور و شوق برنده شدن بدون هیچ گونه جایزه ای باعث زودتر دروشدن محصول شود و از رنج گرما رهایی یابند. آن کسی که «بُر» یعنی سهم محصول حود را که باید درو کند دیرتر از دیگران بچیند بازنده است. در این حال می گویند: «بر بس اشکست» یا «ماتی وابید» یعنی محصول سهمش بر او چیره شده و نتوانسته است سریع درو کند و مغلوب دروگرانی گشته است که توانستند سهم خود را زودتر بچنیند.

در این نوع همیاری چون اکثراً کار به مسابقه و رقابت می کشد و شرایط سخت زمان درو مانند آفتاب سوزان، تشنگی و… باعث شتاب دروگران در کار درو شده، مقداری – که ارزش چندانی نخواهد داشت – نچیده می ماند یا این که چیده شده ولی از دست برزیگران بر زمین می ریزد که سرانجام نصیب خوشه چین ها می شود. البته باید توجه داشت که گرمای شدید در فصل درو و تشنگی خود از عواملی هستند که باعث تأخیر در درو به موقع هم می شوند.

۲- خرده داشت xarde-dâšt : 
اگر شخصی در طایفه ای باشد که به دلیل نداشتن گوسفند یا به عبارت بهتر فقر و نداری نتواند احتیاجات زندگی خود را تأمین کند ولی در عوض کسانی هم باشند که به اصطلاح دستشان به دهانشان می رسد و گله ی گوسفندی بیشتر از نیاز خود داشته باشند تعدادی از آن ها را در اختیار شخص نیازمند می گذارد تا در مقابل نگهداری از آن ها از شیر و ماستشان بهره مند شود.

۳- تراز terâz: 
این نوع همیاری هم تقریباً مانند خرده داشت است با این تفاوت که قرض گیرنده ی گوسفندان متعهد می شود که در مقابل استفاده از شیر گوسفندان، از آن ها مراقبت کند و مقداری از محصولات که از طریق شیر همان گوسفندان حاصل شده است، به صاحب گوسفندان تحویل دهد.

۴- اوزی uzi :
در زبان اوستایی این وا‍ژه به صورت uzaw و uzava به معنی یاری رساننده به کار می رفته است. جوانانی که قصد ازدواج دارند می توانند پیش از برگزاری مراسم عروسی برای تأمین هزینه ی عروسی به خانه های اقوام و همه ی افراد طایفه ی خود و احیاناً افراد دیگر طایفه که با آنها نسبت و رابطه ای دارند رفته، هدیه ی عروسی خود را که «اوزی» گویند دریافت کنند.

البته در عشایر و روستاها اوزی ها بیشتر به صورت گوسفند و قند و چای و روغن و… است که می تواند برای برگزاری جشن و پذیرایی از مهمانان به مصرف برسند و بار سنگین هزینه های عروسی را از دوش خانواده ی داماد بردارد. بعد از جمع آوری اوزی آن ها را بار می کنند و به عنوان «بار اوزی» به خانه ی پدر عروس می فرستند تا به مصرف برسند.

این شکل همیاری در بیشتر مناطق و طوایف بختیاری رایج است ولی امروزه در شهرها و برخی از روستاهای نزدیک به شهر تغییر یافته است و این هدایا آن هم بیشتر به صورت پول یا کالای خانه، در روز عروسی به زوج های جوان داده می شود.

البته باید گفت این همیاری ها به ویژه اوزی ها و سرباره ها که بعداً بدان خواهم پرداخت حکم یک نوع داد و ستد دارند. گیرنده ی این نوع همیاری ها گرچه الزامی ندارد ولی خود را ملزم می داند که در اولین فرصت به نحوی پاسخگوی آن ها باشد.

بد نیست به این نکته هم اشاره شود که در ازدواج «گا به گا» (گا وِ گا) و به قول برخی ها «گُل به گل» که دو خانواده دختران دم بخت خود را به عقد و ازدواج پسر جوان خانواده ی مقابل در می آورد هم نوعی از همیاری وجود دارد. چرا که در این نوع ازدواج که باز نوعی داد و ستد به حساب می آید از بار سنگین «شیربها» و برخی از دیگر مخارج که عامل آن چیزی جز سختگیری خانواده ی عروس نیست کاسته می شود.

۵- سرباره: 
در هنگام مرگ یکی از افراد طایفه یا افرادی از طوایف دیگر که با آن هان نسبت و ارتباطی دارند به دلیل طولانی بودن مدت سوگواری (در گذشته نه امروز) و همچنین سنگینی هزینه ی آن همانند همیاری «اوزی» در عروسی یک نوع همیاری میان قوم بختیاری هست که به آن «سرباره» گویند. 

در عشایر سرباره بیشتر به صورت دادن جنس (قند، روغن، چای، برنج و…) و گوسفند زنده است ولی در شهر ها پول نقد می پردازند. این پول را که معمولاً چندین نفر از افراد یک خانواده یا یک طایفه بر روی هم می گذارند و یک نفر به نمایندگی از سوی دیگران شخصاً به دست صاحب عزا یا به دست یکی از نزدیکانش داده می شود. 

اخیراً صندوق های سیه پوش در کنار درهای ورودی و خروجی می نهند تا یاریگران سرباره ی خود را که همان پاکت باشد در آن بیندازند. اگر ممکن نشد که در مراسم هفتمین روز این کار انجام گیرد سعی می کنند در اولین فرصت که می تواند مراسم چهلمین روز خاکسپاری باشد سرباره را به خانواده ی مرده برسانند.

این همیاری از آن گونه هایی است که بختیاری ها سخت پای بند آن اند و وظیفه ی خود می دانند به هر طریق ممکن آن را به جا آورند. افرادی که به دلیلی قادر به شرکت در مراسم سوگواری نیستند سهم خود را که مقدار آن بستگی به نظر خود یاریگر دارد و معمولاً براساس نزدیکی فامیلی، موقعیت اجتماعی متوفی و شرایط روز تعیین می شود.

۶- سر داسی sar-dâsi: 
برخی از افراد که بیشتر در حاشیه ی طوایف زندگی می کنند ولی چون زمین ندارند کشاورزی نمی کنند اما با حرفه ی اجدادی خود در خدمت مردم اند، از محصول برداشت شده سهمی دارند که به آن سرداسی گویند مانند توشمال ها.

۷- آرد بهره: 
موقع بردن گندم به آسیاب علاوه بر مزد آسیاب مقداری از آرد هم به آسیابان یا به زبان بختیاری «لوینه lovina = vevina» به عنوان انعام می دهند.

۸- شکرته: 
برخی افراد که زمین به حد کافی دارند در هنگام کشت تکه زمینی را که در حاشیه ی کشت خود است انتخاب می کنند و مقداری دانه که بیشتر گندم است می کارند و به افراد خانواده ی خود و یا دیگر نیازمندان هدیه می دهند. گاهی هم آن را هم درو می کنند و می کوبند و محصول برداشت شده را به آنان می دهند. به این محصول شکرته گویند.

۹- در هنگام زایش گله گاهی بره ای یا بزغاله ای را به نام کسی یا نذر امامزاده ای می کنند تا در آینده آن را به آن ها هدیه دهند. افراد هدیه گیرنده بیشتر از فرزندان و نوادگان خود و آشنایان نزدیک است.

۱۰- سر داسی sar-dâsi: 
در هنگام بستن قرارداد با کسی که قصد درو محصول را دارد علاوه بر مزدش، مقداری جنس مانند آرد،قند و… به دروگر می دهند.

۱۱- سر هیـشی sar-hēšiê : 
باز نوعی یاری است که در پایان کار کشت و شخم به توشمال ها دهند.

۱۲- خرمن بَهره: 
بختیاری ها از هر فرصتی استفاده می کنند تا به دیگران یاری برسانند خواه در کشت باشد خواه در درو یا خرمن کوبی. حال در موقع کوبیدن خرمن و برداشت محصول مقداری از گندم یا جو و… را به دیگران به ویژه توشمال ها می دهند.

ب: همیاری های نهان:

در کنار همیاری ها بالا که رنگ و بوی همیاری در آن ها کاملاً پیداست کارهای دیگری هم انجام می شود که به ظاهر همیاری خاصی در آن ها به چشم نمی خورد ولی با اندکی دقت در می یابیم که هدف آن ها چیزی جز هیاری و تعاون نیست. 

در این جا به چند نمونه از آن ها اشاره می کنم:

۱- نیوه داری (نیمه داری):
شخصی که توانایی نگهداری از گوسفندن را ندارد آن ها را به اشخاصی دیگر که بیشتر از میان نیازمندان برگزیده می شوند می سپارد تا در مقابل نگهداری از آن ها صاحب نیمی از بره ها و بزغاله های تازه متولد شده گردند.

۲- شیرواره (شیر وهره) šir-wâra: 
در روزهای سخت کم شیری که شیری گوسفندان که شیر گاو و گوسفندان یک خانواده آن قدر کم است که برای گذران زندگی آن بسنده نمی کند و آن قدر کم است که ارزش ماساندن را ندارد، دست یاری به سوی هم دراز می‌کنند و با بستن پیمان «شیرواره» و قرض دادن شیر به هم، باری از دوش هم برمی دارند. معمولاً در ظرفی مشخص شیر را با چوبی باریک از شاخه ی درختان که به آن «نکار nekâr» می گویند، اندازه می گیرند تا در وعده ی بعدی به همین طریق و اندازه ی نکار از هم پیمان خود شیر تحویل بگیرند.

۳- نوو تله یی nov-teleyi: 
اگر در طایفه ای شخص شخص نیازمندی و معمولاً بی‌کسی باشد می تواند در مقابل برآورده شدن نیازمندی چون غذا، لباس و… و بدون دریافت حقوقی برای ارباب خود کار کند.

۴- پسران که باید در آینده چرخ زندگی خانواده را با کشاورزی و نگهداری از گله بچرخانند باید از هر نظر آزموده و کاردان باشند و اگر قرار باشد در خانواده ی خود تمام فنون را بگیرند شاید به دلیل مهربانی و دلسوزی های بیش از پدر و مادر و اطرافیان نتواند رموز چوپانی، برزگری و… را به درستی بیاموزند بدین خاطر آنان را نزد خویشاوندان خود به عنوان چوپان، برزگر و… می فرستند تا با یادگیری فنون لازمه ی زندگی کوچی و روستایی برای پذیرش مسئولیت های آینده آماده شوند. البته می توانم بگویم این کار دیگر وجود ندارد و بسیاری به ویژه نسل امروز از آن بی خبرند.

۵- زمین کشاورزی خود را سهمی از برداشت محصول در اختیاری افرادی که زمین کشاورزی ندارند و یا کم دارند می گذارند. گاهی هم بدون هیچ چشمداشتی این کار را انجام می دهند.

۶- در مواقع کشت گاهی حیوان کشتگر که در قدیم بیشتر گاو بوده است به هم قرض می دادند.

۷- بری bori: 
بُری در لغت به معنی حقوق و مستمری است. در قوم بختیاری افرادی زندگی می کنند که زمین کشاورزی در اختیار ندارند ولی با شغل و کار خود در خدمت بیشتر عشایرند مانند توشمال ها (نوازندگان)، غربتی ها… و اینان در مواقع برداشت محصول سهمی از گندم و جو و دیگر محصولات کشاورزی را صاحب می شوند و مردم هم با میل و رغبت تمام آن را پرداخت می کنند.

باید افزود که در مناطق گوناگون بختیاری نشین امام زاده هایی هستند که بدان اعتقاد راسخ دارند. معمولاً هر چند طایفه سهم یکی از این امامزاده هاست و به عبارت دیگر مرید آن پیر و امامزاده اند. افراد طوایف باید سالیانه «بُری» متولیان و فرزندان آن ها را بپردازند. مثلاً طایفه ی خودم سهم «آقا سهید» (آقا سعید) در چهارمحال بختیاری است و هر ساله افرادی از آن جا برای گردآوری بُری خود به خانه های افراد طایفه ام که بیشتر ساکن گرمسیر اند می روند. اگر هم نیایند سهمشان محفوظ است و به طریقی بدان ها می رسانند.

۸- هین و چو hin-o ču / هینِ چو hin-e ču (چوب و خون):
در بین برخی از طوایف که بیشتر همجوار اند و ارتباط خویشاوندی از طریق ازدواج های برون طایفه ای دارند به قصد قوی تر شدن با هم پیمان می بندند تا در مواقع بروز حوادث و مشکلات یار و پشتیبان هم باشند که به آن «هین و چو» گویند؛ به اصطلاح «هین و چو یک ابون: چوب و خون هم می شوند».

در تاریخ بختیاری از این دست یاریگری فراوان است ولی نمونه ی بارز هین ِ چو درسال های اخیر موقعی رخ داد که بین دو طایفه ی چهارلنگ سوهونی باب کَهیش و باورساد اختلافی بر سر زمین به وجود آمد و طایفه ی عالی محمود دینارونی باب هفت لنگ ساکن مسجدسلیمان به پشتیبانی «کهیش » برخاست و تنها کشته ی این غائله هم از آن ها بود.

* پژوهشگر پیشکسوت بختیاری، مؤلف کتاب «واژه نامه زبان بختیاری»

نوشته شده توسط مدیر سایت در جمعه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۹:۴۲ ب.ظ

۳ نظر

نظر -49 - 0 از 3اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. 0

    ازپژوهشگربزرگواراستاظهراب دمددی تشکرمیکنم که تمام وکمال همیاری یاهیاری را در ایل بختیاری توضیح دادند.واژه نامه زبان بختیاری یکی از کارهای ماندگار ایشان میباشد.

  2. 0

    باسلام و درود و سپاس به استاد خودم  استاد عزیز آقای مددی

  3. 0

    از اساتید و صاحب علم مانند آقای مددی استفاده شود تا نسل جدید از گذشتگان اطلاع بیشتری داشته باشند. باتشکر

نظر -49 - 0 از 3اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه