کاروانسرای معین­التجار مرکز ثقل اقتصاد جنوب ایران

صفحه اصلیفرهنگی ، هنری

کاروانسرای معین­التجار مرکز ثقل اقتصاد جنوب ایران

کاروانسرای معین­التجار کنار پل سفید و در بافت قدیمی اهواز قرار گرفته است.   داستان ساختن این کاروانسرا به سال ۱۳۰۶ هـ.ق. باز می­گردد؛ زمانی که

افتتاح پایگاه اطلاع رسانی شهنی
درگذشت سکینه فرهادیان همسر مهندس محمدیان – عمه مهندس اسماعیل فرهادیان
قمرالملوک از زبان مرتضی خان نی داوود:
زمان مطالعه: 6 دقیقه

کاروانسرای معین­التجار کنار پل سفید و در بافت قدیمی اهواز قرار گرفته است.

 

داستان ساختن این کاروانسرا به سال ۱۳۰۶ هـ.ق. باز می­گردد؛ زمانی که ناصرالدین­شاه قاجار به دنبال ساختن کانال سوئز در ۱۲۸۶هـ.ق. / ۱۸۶۹م. و به منظور پیشرفت کار بازرگانی، کشتی­رانی بیگانگان را در کارون جنوبی -که از اهواز تا به دریا راه داشت- آزاد ساخت. با ورود کشتی­های کمپانی برادران لینچ به کارون، داد و ستد خارجی رونق یافت و طبق امتیازنامه کمپانی ناصری، حاج محمد آقا معین­التجار، تاجر بوشهری بازار، کاروانسرایی در این منطقه بنا ساخت و بازرگانی را در قسمت شمالی کارون بر عهده گرفت. بدین ­ترتیب بازرگانی دریایی باعث شکل­گیری این کاروانسرا شد. در این نوشتار می­کوشیم در این باره بیش­تر سخن بگوییم.

در دوره­ی قاجاریه همانند امروز رودخانه کارون، بندر محمره (خرمشهر) در دهانه خلیج­فارس را به شوشتر وصل می­کرد. آنجا نیز از راه­های زمینی به دیگر نواحی متصل می­شد؛ راهی که برای دسترسی به مناطق مرکزی و شمالی ایران نزدیک­تر از راه بوشهر-شیراز-اصفهان بود. از دهه ۱۸۴۰ م. راه بازرگانی کارون از نظر دسترسى مناسب به شهرهای غربى ایران و به‌ویژه راه بازرگانی هند و بریتانیا در اثر کار و نوشته‏هاى سر هنری لایارد و ستوان سلبى مورد توجه انگلیسى‏ها قرار گرفت. اگرچه لایارد به واسطه روابط نزدیک خود با محمدتقى­خان بختیارى‏ در پی فراهم‌کردن زمینه­های مورد نیاز برای گسترش بازرگانی از راه کارون بود (لایارد، ۱۳۷۶: ۵۵-۱۵۴) اما دستگیری خان بختیاری در ۱۲۵۸ هـ.ق. / ۱۸۴۲ م. مانع از انجام این کار شد.

با حفر کانال سوئز در ۱۲۸۶هـ.ق. / ۱۸۶۹ م. توجه به مسیرهای دریایی و رودخانه­ای برای ارتباط میان اروپا و هند و ایران بیش­تر شد. حکومتگران محلی ایران نیز به این مسئله توجه کردند. به گونه­ای که در ۱۲۹۵ هـ.ق. / ۱۸۷۸ م. حسینقلى­خان نخستین و بزرگ­ترین ایلخانى بختیارى، به مکنزى[۱] که از شرکاى کمپانی­ «گرى، پل و شرکا»[۲] مقیم بوشهر بود برای گسترش بازرگانی پیشنهاد همکارى داد و کمپانی یادشده حاضر شد که در این رودخانه کشتى‏رانى راه­اندازی کند (گارثویت، ۱۳۷۵: ۱۰۷)، اما اقدام خودسرانه و قدرت بیش از اندازه ایلخانی بختیارى، سرانجام در ۱۲۹۹ هـ.ق. / ۱۸۸۲ م. به قتل وی انجامید و مانع از پیشرفت کار شد.

هم‌زمان فرانسوى‏ها توانستند حق انحصارى کشتى‏رانى کارون و بهره‏بردارى از سرزمین­های هم­جوار آن را به دست آورند. این امتیاز که دو بار اعطا و دو دفعه هم میان سال­های ۱۲۹۳ و ۱۲۹۵ هـ.ق. / ۱۸۷۶ و ۱۸۷۸م. لغو شد با اعمال نفوذ دکتر تولوزان پزشک فرانسوى شاه و کمک روس­ها در تهران منعقد و قرار شده بود که سد اهواز را با دریچه‏هایى تجدید بنا کنند و زمین‌های اطراف را آبیارى و حتى از جنگل‏ها و معادن بهره‏بردارى کند (کرزن، ۱۳۸۰: ۴۰۳؛ ناطق، ۱۳۷۳: ۲۱-۲۰).

با این حال گسترش ارتباط میان خلیج­ فارس و هند و نیز کوشش­های دراموند ولف[۳] وزیر مختار بریتانیا در ایران باعث شد تا سرانجام ناصرالدین­شاه با صدور فرمانی در ۲۴ صفر ۱۳۰۶ هـ.ق. / ۳۰ اکتبر ۱۸۸۸م. کشتیرانی در قسمت جنوبی رودخانه کارون را براى همه کشورها آزاد اعلام کند (کرزن، ۱۳۸۰: ۴۰۴). بدین­ترتیب اهواز مورد توجه بازرگانان ایرانی و خارجی قرار گرفت. در چنین شرایطی حسینقلی­خان نظام­السلطنه نیز به حکومت عربستان (خوزستان) و بختیاری منصوب شد (نظام‌السلطنه مافى‏، ۱۳۶۲: ۳۷۶/ ۲) تا اصلاحات مورد نیاز را در آنجا صورت دهد.

پس از گرفتن این امتیاز شرکت برادران لینچ[۴]، شریک کمپانى کشتیرانى فرات و دجله که از مدت‌ها پیش شرکت انگلیسى کشتى­رانى دجله را اداره مى‏کرد، یکى از کشتى‏هاى خود را به سرویس رودخانه کارون اختصاص داد و از آن پس دو هفته یک‏بار از محمره تا اهواز این رفت‏ و آمد راه­اندازی شد (کرزن، ۱۳۸۰: ۴۰۵). اما بنابر فرمان و قرارداد مربوط به آن، بناى هرگونه ساختمان، انبار ذغال‏سنگ و کالا، دکان، کاروانسرا و یا کارگاه‏ها و کارخانجات در دو کرانه‏ى رود کارون به وسیله‏ى این کمپانی ممنوع شده بود (شمیم، ۱۳۸۷: ۲۳۰). در واقع رودخانه کارون که در محل اهواز دارای چندین رگه صخره‌ای در بستر خود بود، به دو بخش بالادست و پایین‌دست تقسیم می‌شد. شاخه بالادست یا کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و شاخه­ی جنوبی یا پایین‌دست از اهواز تا خلیج فارس را در بر می­گرفت. بنابراین کشتی‌هایی که از خلیج فارس حرکت می­کردند در محل اهواز به‌ناچار بار خود را به کشتی دیگری در سمت شمالی صخره منتقل می‌کردند. از آنجا که فعالیت خارجی­ها در کارون شمالی ممنوع شده بود، این امور را ایرانیان بر عهده گرفتند؛ بدین شکل که حاج آقا محمد معین­التجار بوشهری که در دستگاه ناصرالدین شاه از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار بود توانست از این جایگاه استفاده کند و در ۷ رمضان ۱۳۰۷ هـ.ق. / ۲۸ آوریل ۱۸۹۰ م. امتیاز «کمپانی ناصری» را از ناصرالدین­شاه بگیرد و «به‌ظاهر» در امتیاز کشتیرانی کارون شریک شود (ناطق، ۱۳۷۳: ۴۷). حاج محمد آقا معین­التجار فرزند حاج محمد رحیم دهدشتی و از طبقه تجار بود. پدرش ورشکسته شد و به نجف مهاجرت کرد؛ اما خود او در حدود ۱۲۹۵ هـ.ق. وارد بوشهر شد و ۴۰۰ هزار روپیه سهم ارث عمه­اش ملکی­جان را از حاج محمدمهدی معروف به ملک­التجار سوم گرفت و در کنار او به امر تجارت پرداخت (سدیدالسلطنه مینابی، ۱۳۶۲: ۲۲-۲۱). با کوشش مداوم، کار معین­التجار بالا گرفت و در ۱۳۲۵ هـ.ق. به مقام رئیس­التجار بوشهر رسید. او تجارت داخلی و خارجی جنوب ایران را در دست گرفت و با هند و لندن رابطه تجاری برقرار ساخت تا آنجا که به «سلطان اقتصاد جنوب» ملقب شد (عیسوی، ۱۳۶۹: ۶۴). به هر روی وی با ثروت و نفوذی که داشت توانست این امتیاز را از ناصرالدین­شاه بگیرد. طبق این امتیازنامه:

-برای اینکه کشتی­ها در این «بندر مبارکه ناصری» لنگر اندازند و کارکنان کشتی­ها «به راحت و سهولت به خشکی پیاده شوند»، معین­التجار باید یک اسکله، یک کاروانسرا و «دکاکین به قدر ضرورت» می‌ساخت.

-کمپانی ناصری «مستلزم» بود، یک «خط آهن به همراه تراموای هم بکشد»، تا کالاهای داخله و خارجه زودتر به مقصد برسند. (ناطق، ۱۳۷۳: ۴۸). بنابراین کمپانی ناصری در ساحل چپ کارون در نزدیکی اهواز، خط آهنى‌ به‌ طول‌ سه کیلومتر کشید که‌ کالاها را به‌ وسیله­ی تراموای‌ اسبى‌ به‌ شوشتر حمل‌ مى‌کرد (انصاری‌، ۱۳۸۴: ۱۷۸).

-از «بندر ناصری الی بندر شوشتر»، امتیاز آمد و شد کشتی­ها در جهت «حمل و نقل مال­التجاره داخله و خارجه» به حاجی واگذار شد. اگر کشتی کم می­آمد، کمپانی بر عهده می­گرفت که «بر عدد جهازات خود بیفزاید» (ناطق، ۱۳۷۳: ۴۸). یکى از کشتى‏هاى کمپانی به نام ناصرى در قسمت جنوبی کارون و کشتى سوزا هم در قسمت شمالی کارون در رفت و آمد بودند (کرزن، ۱۳۸۰: ۴۲۵ و ۴۶۵). از همان زمان، قسمت شمالى شهر اهواز به «ناصری» معروف شد (مساعد، ۱۳۵۲: ۱۸۴).

رشد و گسترش بازرگانی در بندر ناصری سبب شد تا در ۱۳۱۰ هـ.ق. / ۱۸۹۲ م. و حتی پیش از کشیدن جاده­ی لینچ[۵] (شوشتر ـ اصفهان) معین‌التجار طبق امتیازنامه، کاروانسرایی با ۲۴ دهنه مغازه در اهواز بسازد و حتی در پی آن باشد تا بر شمار آن­ها بیفزاید (کسروی، ۱۳۸۶: ۲۳۲؛ انصاری، ۱۳۸۴: ۱۸۰).

حسنقلی­خان نظام‌السلطنه نیز در محلی پایین‌تر از صخره‌ها، که محل تخلیه بار‌های کشتی بود، ساختمان‌هایی بنا نهاد. وی برای این کار میان سال‌های ۱۳۰۸-۱۳۰۷ هـ.ق. / ۱۸۹۱-۱۸۹۰ م. مبلغ ۶۵ هزار تومان هزینه کرد (نظام­السلطنه مافی، ۱۳۶۲: ۴۳۳/۲). سپس سربازخانه‏اى براى افراد توپچى و دو فوج پیاده به فرماندهى یک سرتیپ ترتیب داد و کاروانسراى بزرگ، بازار و لنگرگاهى در پایین آبشارها و کاروانسراى دیگر در ساحل مقابل به‏منظور پیشرفت بازرگانی با هویزه ساخت (کرزن، ۱۳۸۰: ۴۶۶)

بدین­ترتیب رونق بازرگانی در اهواز و نیز مشکل وجود صخره­ها که کارون را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می­کرد باعث شد که برای گذر از محل این صخره­ها و انتقال کالاها از راه زمینی استفاده شود. استفاده از راه زمینی و جابجایی کالاها زمینه­ی پیدایش انبارها و کاروانسراهایی از جمله کاروانسرای معین­التجار را در اهواز فراهم کرد. معین­التجار بوشهری با کشیدن خط آهن از کنار رودخانه تا محل مسجد سرسچه (مسجد آیت­الله شفیعی کنونی) بارهایی را که از محمره (خرمشهر) به وسیله­ی کشتی به ناصری وارد می­شد با واگن­های اسب­کش تا کاروانسرا منتقل و سپس به محل اهواز قدیم (محله­ی عامری) حمل می‌کرد و از آن­جا پس از تخلیه به وسیله­ی کشتی به شلیلی و درب خزینه در سه فرسنگی شوشتر می­رساند. از ۱۳۰۷ تا ۱۳۳۲ هـ.ق. کشتی­ها بار خود را در کاروانسرای معین­التجار تخلیه می­کردند. تا چند سال پیش این بنا به صورت غرفه غرفه و یا به عنوان انبار مورد بهره­گیری قرار می­گرفت تا اینکه در سال ۱۳۷۴ خورشیدی بر اثر آتش­سوزی بخش بزرگ آن از میان رفت (فلاحی­مقدم، ۱۳۸۹: ۹۲). پس از آن در ۲۰ آبان ۱۳۷۷ با شماره ۲۱۵۸ در فهرست آثار ملی ثبت شد. هم­­اکنون این بنا در خیابان آزادگان (۲۴ متری)، خیابان کاوه غربی در ساحل رودخانه و کنار پل سفید قرار دارد.

منابع

  • انصاری، مصطفی. (۱۳۸۴). تاریخ خوزستان: ۱۸۷۸ – ۱۹۲۵ (دوره خاندان کعب و شیخ خزعل). ترجمه محمد جواهر کلام. تهران: انتشارات شادگان.
  • سدیدالسلطنه مینابی، محمدعلی. (۱۳۶۲). سفرنامه سدیدالسلطنه. تهران: بهنشر.
  • شمیم، علی­اصغر. (۱۳۸۷). ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: بهزاد.
  • عیسوی، چارلز. (۱۳۶۹). تاریخ اقتصادی ایران در عصر قاجار (۱۳۳۲-۱۲۱۵ هـ.ق.). ترجمه یعقوب آژند. تهران: نشر گستره.
  • فلاحی­مقدم، رضا. (۱۳۸۹). اهواز دیروز / امروز/ فردا. چ۲. اهواز : کردگار.
  • کرزن، جورج ناتانیل. (۱۳۸۰). ایران و قضیه ایران. ترجمه غلام­على وحید مازندرانى‏. ج۲. چ۵. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  • کسروی، احمد. (۱۳۸۶). تاریخ پانصد ساله خوزستان. چ۲. تهران: انتشارات دنیای کتاب.
  • گارثویت، جن.راف. (۱۳۷۵). بختیاری در آئینه تاریخ. ترجمه مهراب امیری. تهران: انتشارات آنزان- نشر سهند.
  • لایارد، سر اوستن هنری. (۱۳۷۶). سفرنامه لایارد: نبرد محمدتقی­خان بختیاری با حکومت قاجاریه. ترجمه مهراب امیری. چ۲. تهران: انتشارات آنزان.
  • مساعد، علاء­الدین. (۱۳۵۲). «اهواز». یغما. س ۲۶. ش ۳ (پیاپی ۲۹۷). خرداد. صص ۸۴-۱۸۰.
  • ناطق، هما. (۱۳۷۳). بازرگانان در داد و ستد با بانک شاهی و رژی تنباکو (بر پایه آرشیو امین­الضرب). چ۲. تهران: انتشارات توس.
  • نظام­السلطنه مافی، حسین­قلى­خان. (۱۳۶۲). خاطرات و اسناد حسینقلىخان نظامالسلطنه­مافی. به کوشش معصومه مافى، منصوره اتحادیه، سیروس سعدونیان و حمید رام­پیشه. ج۲. چ۲. تهران: نشر تاریخ ایران.‏

امین تریان (دبیر بخش تاریخ میانه انجمن پژوهشی ایرانشهر)

نظرات

وردپرس: 0
دیسکاس: 0