صفحه اصلیمفاخر شهنی

زندگینامه ووصف حال یکی از کلانتران مقتدر ایل شهنی – آحسن اقا ظاهری بیرگانی

زندگینامه ووصف حال یکی از کلانتران مقتدر ایل شهنی بی شک بخشی از تاریخ پرفراز ونشیب طایفه شهنی با نام آحسن اقا ظاهری بیرگانی رقم خورده است و دانستن زن

آئین پرده برداری و نامگذاری سالن ورزشی چند منظوره در مسجدسلیمان به نام پیشکسوت عرصه ورزش استاد ابراهیم شهنی
نامه 32 نفر از کلانتران هفت لنگ بختیاری در اعلام نارضایتی از خوانین
به مناسبت روز جهانی پست 1۷ مهر ماه [ 9 October ]
زمان مطالعه: 4 دقیقه

زندگینامه ووصف حال یکی از کلانتران مقتدر ایل شهنی
بی شک بخشی از تاریخ پرفراز ونشیب طایفه شهنی با نام آحسن اقا ظاهری بیرگانی رقم خورده است و دانستن زندگی این ابرمرد شهنی برای نسل جدید مایه ی افتخار خواهد بود.
آحسن آقا ظاهری بیرگانی فرزند آمیرزآقا فرزند آلطفعلی فرزند آصحنعلی فرزند آمحمدصالح فرزند آنجف فرزند آظاهر فرزند آنجف فرزند تاجدین در مهر ماه سال 1273 پا به عرصه ی وجود گذاشت پدر وی آمیرزآقا از بزرگان طایفه و در سلحشوری و رشادت زبانزد خاص و عام بود و به عنوان حامی اصلی و بازوی راست ملاقایی بزرگ که هفت سال مستمر و پی در پی به تنهایی بر اریکه ی کلانتری طایفه ی شهنی تکیه زده بود محسوب می شد و در وفاداری آمیرزاقا به زنده یاد ملاقایی همین نکته بس که بعد از درگذشت آمیرزآقا آملاقایی نیز از حزن و اندوه بسیار ردای کلانتری را از تن خارج و گوشه عزلت گزید.

آحسن آقا خیلی زود شایستگی و برازندگی خویش را نشان داد و در حالیکه هنوز 27سال بیشتر نداشت به کلانتری طایفه ی شهنی منصوب گردید وی که از دوستان علیمردان خان بختیاری محسوب میگردید به همراه تعدادی از تفنگ برداران طایفه شهنی به یاری علیمردان در فتح شهرکرد و جنگ سپید دشت شتافت . آحسن آقا که همه ی بزرگان شهنی از تواضع و منش و بزرگی او سخن میرانند هرگز بواسطه ی کلانتریش بر مردمان شهنی و هم تبارانش تعدی و ظلم و تحکم روا نداشت و شاید هیچ کس در طایفه ی شهنی پیدا نشود که از ناحیه ی این بزرگ مرد شهنی بر او ظلمی روا شده باشد همه به نیکی از او یاد می کردند وبا تمام وجود به فرمانش بودند زیرا حقی از آنها ضایع نمی کرد و پاسبان حقوقشان نیز بود همین رفتار و حسن سلوک و رفتارش بود که او را شهاب السلطنه ی شهنی می نامیدند(شهاب السلطنه یکی از خوانین بسیار با منش و متواضع و پاک صفت خوانین بود و آرامگاهش در تخت پولاد اصفهان است)

995281_556126927816776_539158540_n

 

آحسن اقا که دارای ثروت بسیار و مکنت فراوان و گله و رمه ی بی شمار بود در سالهای سختی و قحطی به داد مردمان طایفه اش می رسید و همگان می دانند که انبارهای هزارتنی گندمش را به روی مردم گشود او بر قلبها حکومت می کرد و نزد خوانین ارشد بختیاری دارای جایگاهی ویژه و خاص بود از همین رو از 27 سالگی تا پایان عمر کوتاه و پرثمرش یعنی 41 سالگی به مدت 14 سال یا به تنهایی و یا به همراه بزرگانی چون آاکبر و آطهماس کلانتری طایفه شهنی را برعهده داشت که تمامی احکام آن موجود و در اختیار این جانب است احکام کلانتری ایشان توسط زمامداران ارشد بختیاری چون صمصام السلطنه ، لطفعلی خان امیر مفخم،نصیر خان سردار جنگ ، غلامحسین خان سردار محتشم واز طرف وزارت داخله( کشور فعلی ) و حکومت بختیاری تفویض گردیده است آحسن اقا یکی از مهمترین عوامل مالکیت طایفه ی شهنی بر سرزمین احمد لیوه محسوب می شود وبه تنهایی به مبارزه با حضرات علاسوند که نزدیکی و قرابت بسیار زیادی با خوانین داشتند رفت و با پرداخت هزینه های بسیار و مبارزات محکمه پسند موفق به مالکیت این سرزمین بکر برای طایفه شهنی گردید و هنوز هم بقایای وارگه اش در احمد لیوه وپرجفت بر جای مانده است این بزرگ مرد که پیوند برادری و الفت خاصی با زنده یاد ااکبر پدر احیدرقلی خان داشتند به همراه وی سالها کلانتری طایفه را برعهده داشتند و باغ مشترکی را نیز در پرجفت بنا نهاده اند که هنوز به نام آن دو بزرگ شهنی معروف است آحسن آقا و آاکبر دو برادر و دو یار جداناشدنی پس از شکست علیمردان خان چهارلنگ در جنگ سپید دشت و دستگیری او محزون و اندوهگین به دامنه ی کوههای سرزمین و طایفه خود بازگشتند و در حالیکه نام دو نفر در لیست خوانین مخالف رضاشاه ذکر شده و دستور دستگیری انها صادر شده بود و همین حزن و اندوه باعث درگذشت آاکبر گردید و مرگ آاکبر فشار روحی شدیدی بر آحسن آقا وارد نمود بطوریکه ایشان مرتب از خدای خویش تقاضا می کرد تا زودتر او را به یارش آاکبر ملحق نماید که در عین ناباوری در سی وهفتمین روز درگذشت ااکبر احسن آقا نیزدر حالیکه 41 سال بیشتر نداشت در 6 مهرماه 1313 ودر حالیکه تنها کلانتر وقت طایفه ی شهنی بود در سرزمین پدریش کمفه دار فانی را وداع گفت و پیکر پاکش در زیر بلوطهای سر به فلک کشیده سرچنار کمفه آرام گرفت و شیر سنگی به همت طایفه ی شهنی و ململی و … بر مزار او به یادگار ماند و نام جاویدش هماره با خروش دره ی همیشه جاوید سرچنار کمفه و چهل چشمه ی اسپیدار و شهونی جاری و ساری به ابدیت پیوست.

1536724_556129184483217_353635631_n
از او 5 فرزند پسر بنامهای آمشهدی علی ، آحبیب الله ،آلطفه ،آابراهیم و اآمحمدنصیر بر جای ماند که تنها آمحمدنصیر از آنها در قید حیات و به یادگار مانده است و از فرزندان ایشان آابراهیم نیز حکمی به عنوان سرپرستی طایفه به همراه یکی دیگر از بزرگان طایفه بنام آعباس پدر مرحوم اهیبت الله اشرفپور دریافت و دراختیار می باشد ونگارنده این مطلب این جانب اردشیر ظاهری بیرگانی فرزند مرحوم آحبیب الله می باشم و نیز 5 دختر نیز از او بجای ماند که هیچکدام در قید حیات نیستند و جا دارد که از تنها برادر ایشان بنام مشهدی حاجی آقا نیز یادی بشود که خود از بزرگان طایفه و از رشیدترین مردان روزگار خویش بوده و در نبرد سپید دشت در رکاب علیمردان خان رشادت های بسیاری نمود و نزد اکثر خوانین بختیاری نیز رفت آمد داشته و در چندین مورد نیز سرپرستی امور طایفه به ایشان محول گردیده بود و حتی در نامه ای توسط مجید خان بختیار از ایشان به عنوان بستگان خانوادگی تیمور بختیار نام برده شده است.

با تشکر از اردشیر بیرگانی عزیز 

1469787_531995316896604_415236541_n

 

نظرات

وردپرس: 0
دیسکاس: 0