شنبه, ۰۵ خرداد ۱۳۹۷

شهید احمد رضااحدی نفر اول کنکور پزشکی سال ۶۴

شهید احمد رضااحدی نفر اول کنکور پزشکی سال ۶۴

این نوشته یک ساعت قبل از به شهادت رسیدن شهید احمد رضااحدی نفر اول کنکور پزشکی سال ۶۴ هست…لطفا تا آخر بخونید
*************
چه کسی میداند جنگ چیست؟
چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هر جا، به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ دخترم چه شد؟
به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم؟ کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند واخبار آن را بشنود، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.و کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگید؟ کشته شده ودر آنجا دفن گردیده؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند؛ نبرد تن و تانک؟! اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟ چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟ آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟

2014 - 1 (1)
گلوله ای از لوله دوشیکا با سرعت اولیه خود از فاصله هزار متری شلیک می شود ودر مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده و گذر می کند، حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره می شود؟ کدام کودک در انزوا وخلوت اشک می ریزد؟ وکدام کدام…؟ توانستید؟؟؟؟؟؟ اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید: هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری از سطح زمین، ماشین لندکروزی را که باسرعت در جاده مهران – دهلران حرکت می نماید، مورد اصابت موشک قرار می دهد، اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود، معلوم کنید کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد را از این آهن پاره له شده بیرون کشید؟ چگونه باید آنانرا غسل داد؟ چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟ چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم؟ چگونه می توانیم درها را روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟ کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امیدی نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟ از خیال، کتاب، از لقب شاخ دکتر یا از آدامسی که هروز مادرت در کیفت می گذارد؟ 
کدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس، کلاس، یا نمره گرفتن؟ دلت رابه چه بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟ صفایی ندارد ارسطو شدن، خوشا پر کشیدن، پرستو شدن….
آی پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است؟ جوانی به خاک افتاده؟
آی دخترک دانشجو، به تو چه مربوط که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند؟ وآنان را زنده به گور کرده اند؟ هیچ می دانستی؟ حتما نه…
هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره می خورد، به دنبال آب گشته ای تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطره ای نم یافتی؟ با امید فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی؟ اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!!!!!اما اگر تو قاسم نیستی، اگر علی اکبر نیستی اگر جعفر و عبدالله نیستی،حداقل حرمله نباش!
که خدا هدیه حسین راپذیرفت و خون علی اکبر وعلی اصغر را به زمین پس نداد. من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد…. پس بیایید ……

نوشته شده توسط مدیر سایت در دوشنبه, ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۹:۲۲ ق.ظ

دیدگاه