به مناسبت 9 آذر جشن آذرگان

صفحه اصلیفرهنگی ، هنری

به مناسبت 9 آذر جشن آذرگان

هر جشن یا به­عبارتی یزشن در ایران باستان دارای دو بعد فلسفی و نمادین بوده­است. بعد فلسفی بیشتر به زمان و دلیل جشن و بعد نمادین به آیین­ها و مراسم رایج

پارسه ; پایتخت هخامنشیان
مراسم سالگرد درگذشت مرحومه ( زنده یاد دکتر نسیم قنبری)
دگردیسی در عزاداران بَیَل
زمان مطالعه: 5 دقیقه
هر جشن یا به­عبارتی یزشن در ایران باستان دارای دو بعد فلسفی و نمادین بوده­است. بعد فلسفی بیشتر به زمان و دلیل جشن و بعد نمادین به آیین­ها و مراسم رایج در جشن­ها مربوط است. این نگاه در مورد جشن­های آتش ایرانی به مراتب موشکافانه­تر می­شود و چنانچه از نام جشن آذرگان برمی‌آید این جشن یکی از بزرگترین این جشن­ها است.

آتش به­عنوان ابزار وسیله‌ی ایجاد گرما و نجات از تاریکی و حیوانات وحشی بوده و در ذات خود نیز دارای ارزش والایی در ذهن مردمان مهاجر هند و اروپایی بوده­است. احتمالاً هند و اروپایی‌ها جشن­های سال نویی شبیه جشن­های بابلیان و مصری­ها داشته­اند. شباهت­های بین اساتیر یا مناسک لوپرکالیا(Luperques) در رم، کنتاورها (Centaures) در یونان، گاندهاروها (Gandharvas) در هند، فرض منشاء مشترک آنها را پیش می­آورد. به موجب ودا، جشن­های سال نو مربوط به آغاز مجدد فعالیت آتش (خورشید) به هنگام انقلاب زمستانی بود. آغاز مجددی بود که پس از یک دوره فترت، یک نوع بین­الهلالین رخ می­داد و مردم با اداهایی آن را تقلید می­کردند. ۱۲ روز کبیسه شکل مقدماتی ۱۲ ماه سال بود. آتش‌ها روشن و خاموش می­شد. وانگهی آتش به‌ویژه، شریک نظم راستین بود. آگنی در ودا، «زاده‌ی رَتَه، ارابه­ران رَتَه، نگهبان رَتَه» نامیده شده­است. بی­شک این به سبب نقش او در آداب و رسوم شرعی و به سبب ضرورت وجود او برای اجرای مناسک و نیز به­خاطر ارزش کیهانی و اخلاقی او بوده­است. در معنای اخلاقی آگنی ادروه (adruh) «بی­نیرنگ» و ادبدهه  (adabdha) «نیرنگ­ناپذیر» توصیف می­شود و از این­رو وسیله­ای برای آزمایش بی‌گناهی است و او را با عدالت پیوند می­دهند. زرتشت هنگامی که تمام اینها را درنظر می­آورد می­تواند به همسانی ذاتی بین آتش و قانون اعتقاد پیدا کند: «با ایثار هدیه­های نیایش به آتش تو می­خواهم تا آنجا که بتوانم، پروردگارا، به دادگری تو بیندیشم!» (دوشن گیمن، ۱۳۷۸: ۴۶-۴۸). وجود داستانهایی از آزمایش با آتش یا سرب گداخته در ایران نیز نمادی از باور به این نقش اخلاقی آتش می­باشد.

تا به امروز آتش کانون مناسک هندو و زرتشتی بوده­است، اما ریشه­های آن به دوران هند و اروپایی باز می‌گردد.  در دین زرتشتی نیز آتش، پسر اهورامزدا، نشانه‌ی مرئی حضور او و نمادی از نظم راستین اوست (هینلز، ۱۳۸۴: ۴۷-۴۸). در آیین­های زرتشتی آتش مرکزیت دارد و نشانه‌ی مرئی حضور اورمزد است و چنانچه گفته­شد تقدس و گرامی­بود آتش ریشه‌ی کهن دارد (آموزگار، ۱۳۸۳: ۳۲).

با دانستن این نقش به بررسی جایگاه جشن آذرگان در گاهشمار ایران باستان خواهیم پرداخت. در واقع بجاست باور کنیم که هنگام تغییر گاهشمار ایران باستان به گاهشمار زرتشتی که احتمالاً در زمان اردشیر اول، حدود ۴۴۱ ق­م، صورت گرفت- چنانچه از کارهای اخیر هلیدگارده­لوی Hildegarde Lewy و سید حسن تقی­زاده برمی­آید- توالی ماهها به همانگونه حفظ شده باشد. ماه آخر سال [ماه نهم گاهشمار برابر آذرماه][۱] در هر دو گاهشمار، آتر «آتش» است و احتمال دارد که ماه نخست [ماه دهم گاهشمار برابر دی ماه] هم، معنای خود را به طور کامل حفظ کرده باشد، زیرا این ماه که در فهرست زرتشتی به دثوش (Dathush) (دی) «آفریننده» هدیه شده، در گاهشمار فارسی­باستان اَنامکه anāmaka نامیده می­شد، عبارتی که می­توان «بی­نام» یا «منسوب به خدای بی­نام» تعبیر کرد همانگونه که مثلاً نزد عبرانیان بردن نام یهوه منع داشته­است (دوشن گیمن، ۱۳۷۸: ۱۹-۲۰). بهمن که نخستین امشاسپند درگاه اهورامزدا و دست راست اوست نیز بلافاصله بعد از ماه دی در گاهشماری زرتشتی قرار می­گیرد که می­تواند تأییدکننده این نظر باشد.

بدین­ترتیب می­توان پنداشت که با دادن صفت «آفریننده» به سخت­ترین ماه سال، مردم را در برابر دیو سرما نیرومندتر و مقاوم­تر می­سازند پس حال می­توان فهمید که ماه نهم یا آذرماه در مفهوم آتش در واقع زمینه را برای ماه سخت و سرد فراهم می­کند. در این ماه سرما فرا رسیده­است ولی سخت­تر از آن در راه است. از این رو در این ماه جشن­های متعدد مربوط به آتش برگزار می­شده­است. جشنی به نام آذر جشن [آذرگان] روز نهم آذر (آذر روز از آذرماه) مرسوم بوده­است. بیرونی از جشن دیگری که در ماه آذر برگزار می­شده­است سخن می­گوید. اگرچه جشن­های دیگری نیز منسوب به آذر در آثار بیرونی آمده­است. (آموزگار، ۱۳۸۶: ۲۳۶)

از طرفی با توجه به نقش روشنایی­بخش آتش و رسیدن به طولانی ترین شبهای سال می­توان این نظر را نیز پذیرفت که جشن­های آتش نوعی یزشن و نثار آتش برای قدرت بخشیدن به نور و آتشی که نشانه‌ی مرئی اورمزد است برای غلبه بر تاریکی بوده­است و سپس با رسیدن به انقلاب زمستانی نور و روشنی پیروز شده و اورمزد آفریدگار یا دی پیروز می­گردد.

در روایات استوره­ای این داستان به­گونه‌ی دیگری بازگو گردیده­است. ایزد رپیهون (Rapiϑwa) در اوستا معنای نیمروز دارد و مفهوم آن گاه نیمروز، گرمای نیمروز و مینو یا ایزد موکل بر نیمروز است و نشان­دهنده‌ی گاه آرمانی در فرهنگ ایران باستان نیز است. برای مردمانی که در پس اندیشه­شان سرمای آزاردهنده نقش بسته است زمان نیمروز که خورشید گرمابخش در بالاترین پایگاه خود قرار دارد، مسلماً از ارزش والایی برخوردار است و گاه قرینه‌ی نیمه شب است که اوج قدرت فرمانروایی تاریکی است. رپیهون ایزد موکل بر این زمان، نگهبان گرماهای روی زمین هم است. او در آغاز زمستان راهی دنیای زیرزمینی می­شود. وظیفه‌ی او این است که به یاری چشمه­های زیرزمینی بشتابد و ریشه‌ی گیاهان را گرم نگاه دارد تا خشک نشوند. زمانی که ایزد رپیهون در زیر زمین به سر می­برد و در نبرد با دیو سرماست باید او را با برپا کردن آیین­های خاصی یاری داد و جشن­های آتش که در زمستان [بنا بر زند فرگرد یک اوستا بند ۲ و ۳ که در آن هفت ماه تابستان و پنج ماه زمستان است و تابستان در سی­ام مهر پایان می­یافت] برگزار می­شده، برای نیرو بخشیدن به او بوده­است همانگونه که بسیاری معتقدند جشن سده [که جشن آتش بوده و در دهم بهمن­ماه برگزار می­شود] سد روز پس از رفتن اوست. (آموزگار، ۱۳۸۶: ۳۹۵-۳۹۹)

بدین­ترتیب بعد فلسفی و چرایی جشن آذرگان که از برجسته­ترین جشن­های آتش بوده­است با توجه به نقش آتش در زندگی مردمان هند و ایرانی و ارتباط آن با اورمزد و نقش او در گاهشماری ایرانی مشخص می­گردد.

اما در بعد بیرونی یا نمادین و اجرایی این جشن باید پذیرفت که علی­رغم اهمیت آن حتی نسبت به جشن­ سده نیز کم­رنگ­تر شده­ و تنها تا حدودی در میان زرتشتیان که نگهبانان آیین­ها و جشن­های کهن ایرانی در طی قرون گذشته بوده­اند هنوز پابرجاست اگرچه همانند بسیاری جشن­های دیگر می­رود تا تنها نامی از خود برجای گذارد.

زرتشتیان در این جشن، اغلب با لباس آراسته و تمیز به آتشکده و آدریان می­روند، نیایش­های روزانه خود را انجام می­دهند و سپس با همکاری موبد و با سرایش آتش نیایش که بخشی از خرده اوستا و در گرامی‌داشت آذر است، جشن آذرگان را گرامی می­دارند.(نیکنام ،۱۳۸۲: ۹۷)

 یاری‌نامه­ها

آموزگار، ژاله (۱۳۸۳)؛ تاریخ اساطیری ایران؛ تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها (سمت).
________ (۱۳۸۶)؛ زبان، فرهنگ، استوره؛ تهران: انتشارات معین.
دوشن گیمن، ژ (۱۳۷۸)؛ اورمزد و اهریمن؛ ترجمه‌ی عباس باقری؛ تهران: نشر فرزان.
نیکنام، کورش (۱۳۸۲)؛  از نوروز تا نوروز؛ تهران: موسسه فرهنگی انتشاراتی فروهر.
هینلز، جان (۱۳۸۴)؛ شناخت اساطیر ایران؛ ترجمه‌ی ژاله آموزگار؛ تهران: نشر چشمه.

 [۱] دوشن گیمن در اینجا از معتقدانی است که احتمال می­دهند که در دورانی سال در آذرماه پایان یافته و در دی ماه شروع می­شده­است زیرا در پایان آذر و آغاز دی شب درازترین زمان خود را می­گذراند و بعد از فردا خورشید نیرو می­گیرد و رشد می­کند همانگونه که گفته­شد در وداها نیز جشن­های سال نو با آغاز فعالیت خورشید در انقلاب زمستانی مربوط است.

الیکا بقایی

نظرات

وردپرس: 0
دیسکاس: 0