سه شنبه, ۰۴ مهر ۱۳۹۶

هنر برتر از گوهر آمد پدید

هنر برتر از گوهر آمد پدید

هنر برتر از گوهر آمد پدید

 آیا تا بحال اندیشیده اید که هنر و گوهر در این ضرب المثل کهن چه معانیی دارند؟

  شاید ابتدائی ترین معنای هنر انجام کارهای خارق العاده و زیبا باشد مثل: نقاشی،شاعری،خطاطی،نواختن یکی از سازهای موسیقی و یا بازیگری. گوهر هم در اولین نگاه معادل ثروت به نظر میرسد. اما بهتر است بدانیم به هیچ عنوان این معانی درست نیست.

به معانی هنر که در فرهنک واژۀ علامه دهخدا آمده توجه کنید.

هنر. [ هَُ ن َ ] (اِ) علم و معرفت و دانش و فضل و فضیلت و کمال . (از ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). کیاست . فراست . زیرکی . (یادداشت مؤلف ).این کلمه در واقع به معنی آن درجه از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را دربردارد و نمود آن صاحب هنر را برتر از دیگران مینماید : 
نکوهش رسیدی به هر آهویی 
ستایش بد از هر هنر هر سویی .

بوشکور.

فزون بایدم نیز از ایشان هنر
جهانجوی باید سر تاجور.

فردوسی .

پس آنگاه سام از پی پور خویش 
هنرهای شاهان بیاورد پیش .

فردوسی .

هزاریک زآن کاندر سرشت او هنر است 
نگار خوب هماناک نیست درارتنگ .

فرخی .

کاملا واضح است که در هیچکدام از مثالها معنای هنر آن چیزی نیست که ما تصور میکنیم.

9

وقتی شاعری میگوید:

گر هنری داری و هفتاد عیب / دوست نبیند مگر آن یک هنر

زهر تو را دوست چه خواند؟ شکر / عیب تو را دوست چه داند؟ هنر

تقابل هنر و عیب نشان میدهد که تصور پیشینیان از هنر ارزشهای اخلاقی بوده که معادل انگلیسی آن virtueاست نه art

و اما معنای گوهر:

“اما جهد باید کرد تا اگرچه اصیل و گوهری باشی به تن خود گوهر باشد که گوهر تن از گوهر اصل بهتر. (قابوسنامه ص ۱۹)”

“ایا شهریاری که با همت تو / ز اعراض زایل شمارند گوهر(ازرقی – از المعجم فی معاییر اشعارالعجم )”

گوهر یعنی اصالت و افتخار خانوادگی که هنوزهم بسیاری بدان مینازند.

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت در سه شنبه, ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۹:۱۱ ب.ظ

دیدگاه