سه شنبه, ۰۳ مهر ۱۳۹۷

شعر هبوط به قلم پژمان اریا

شعر هبوط به قلم پژمان اریا

من به لمس لطیف شانه ها

به سبزی چشمان تو در روز 

و به دندان درد شدید خودم در شب شک دارم
اصلاً از رفتن ماه پشت ابر 

به فرار بی دلیل گرگ از عوعوسگان ِ پخمه 
و تکرار مکرر دوست داشتن از لبان تو مشکوکم

باید برای شمارش ثانیه های ماندۀ زندگی 
دست به دامن لحظه شمار تازه سالی شوم که نیست

ری را دوباره دارم به هبوط فکر می کنم و به صداقتی که هرگز نبوده است . 

بخشی از شعر هبوط به قلم پژمان اریا

نوشته شده توسط مدیر سایت در یکشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۰۰ ب.ظ

دیدگاه